دستور توصیفی زبان تركمنی

مارس 8, 2009

turkmen ترکمن turkman

« این دستور زبان ترجمه ویرایش نشده كتابی است به زبان فرانسه با عنوان

Grammire descriptive de turkmene a l’usage des francophones

(دستور توصیفی زبان تركمنی برای استفاده فرانسوی زبانان( كه آقای فیلیپ اشمركا بلاشه از فرانسه آن را در استانبول به زبان فرانسه به چاپ رسانده اند.» 

 دانلود با حجم ۹۵۰ کیلو بایت


انواع گوسفند در زبان ترکمنی

سپتامبر 23, 2008

گوسفند در بين ترکمن ها بر اساس نوع جنسيت به «إنه قويون» و «قوچ» تقسيم می شوند. ترکمن ها بر اساس سن تقويمی گوسفندان ، به اين حيوان در سنين مختلف زندگی اش عناوين مختلفی داده اند که عبارتند:

قوزی (guzy) : تا 6 ماهگی

توقلی (tokly) : از 6 ماهگی و از نخستين بار که پشم آن در موسم پائيزی پشم چينی چيده می شود تا يک سالگی

ايش شک (işşek) : از يک سالگی تا دو سالگی

اؤوِچ (öweç) : از دو سالگی تا سه سالگی

مانگ (maň) : از سه سالگی تا چهار سالگی

مانگلاماز (maňlamaz) : از چهار سالگی تا پنج سالگی

مألِمِز (mälemez) : پنج سالگی

قاراديش (garadiş) : شش سالگی

قوزلاماز (guzlamaz) : هفت سالگی


اصطلاحات‌ رايج‌ در محاورات‌ تركمني‌‌

سپتامبر 23, 2008

فرهمند آق‌ اتاباي‌

شهروز آق‌ اتاباي

 

 همه‌ي‌  ما در گفتگوهاي‌ روزمره‌ي‌  خود، عبارتهاي‌ مصطلحي‌ نظير «مبارك‌ باشد»، «خسته‌ نباشيد»، «دستتان‌ درد نكند» و … را در حالات‌ و موقعيتهاي‌ گوناگون‌ براي‌ ابراز احساسات‌ دروني‌مان‌ نسبت‌ به‌ اطرافيان‌ خود و گاه‌ جهت‌ آغاز ارتباط كلامي‌ بكار مي‌بريم‌، به‌ طور مثال‌ در زبان‌ تركمني‌، چنين‌ ضرب‌المثلي‌ وجود دارد:

 باي‌ بير تأزه‌ دون‌ گيسه‌، «قوتلي‌ بولسين‌» دييرلر،

 غريب‌ تأزه‌ دون‌ گيسه‌، «نيردن‌ آلدينگ‌؟» دييرلر.

 ترجمه‌:

 اگر ثروتمند لباسي‌ نو بپوشد، مي‌گويند: «مبارك‌ باشد»; اما اگر فقير لباس‌ نو بپوشد، مي‌گويند: «از كجا گرفته‌اي‌؟»

 برخي‌ از عبارتهاي‌ مصطلح‌، جوابي‌ درخور دارند كه‌ همواره‌ در پاسخ‌ گفته‌ مي‌شود. مثلا: در جواب‌ «خسته‌ نباشيد» مي‌گويند: «سلامت‌ باشيد».

 اينگونه‌ عبارات‌ مصطلح‌ در تمامي‌ زبانها شايع‌ مي‌باشند و اشخاص‌ در برقراري‌ روابط اجتماعي‌ از آنها سود مي‌جويند; چرا كه‌ اين‌ عبارات‌، عمل‌ نخستين‌ ديدار و نيز صميمبت‌ با مخاطب‌ را تسهيل‌ مي‌نمايد.

 زبان‌ تركمني‌، از حيث‌ داشتن‌ عبارات‌ مصطلح‌ بسيار غني‌ و ظريف‌ است‌. در زبان‌ تركمني‌ عبارات‌ فراواني‌ در حالات‌ و موقعيتهاي‌ گوناگون‌ ( چون‌: كار، تجارت‌، تولد فرزند، مرگ‌، عروسي‌، اظهار تشكر، شكار، زراعت‌ و …) مورد استفاده‌ قرار مي‌گيرد كه‌ در زير، به‌ صورت‌ فشرده‌ به‌ معرفي‌ و توضيح‌ آنها خواهيم‌ پرداخت‌.

 گفتيم‌ كه‌ عبارات‌ مصطلح‌ در زبان‌ تركمني‌ غالباً جوابي‌ مناسب‌ دارند; بر اين‌ اساس‌ آنها را به‌ دو گروه‌ عمده‌ مي‌توان‌ تقسيم‌ نمود:

 الف‌ ـ عبارات‌ داراي‌ جوابهاي‌ ثابت‌،

 ب‌ ـ عبارات‌ داراي‌ جوابهاي‌ عمومي‌.

 

 الف‌:عبارات‌داراي‌جوابهاي‌ ثابت‌

 اين‌ گونه‌ عبارات‌ غالباً با جوابهاي‌ مشخص‌، ثابت‌ و شناخته‌ شده‌اي‌ پاسخ‌ داده‌ مي‌شوند و اهم‌ آنها در ذيل‌ آورده‌ شده‌ و موقعيت‌ كاربردي‌ هر يك‌ از عبارات‌ و نيز ترجمه‌ي‌  تحت‌ اللفظي‌ هر يك‌ از آنها قيد گرديده‌ است‌:

 ـ به‌ هنگام‌ كار:

 ـ آرمانگ‌ (خسته‌ نباشيد)

 ج‌ ـ بار بول‌. (سلامت‌ باشيد.)

 ـ به‌ هنگام‌ داد و ستد:

 ـ سودا گشاد

 ج‌ ـ دولت‌ زياد.

 ـ به‌ هنگام‌ بيان‌ تشكر و امتنان‌:

 ـ تانگري‌ يالقاسين‌ ( خداوند از گناهت‌ درگذرد)

 ج‌ ـ بيله‌ يالقاسين‌. ( از گناه‌ هر دويمان‌ درگذرد.)

 ـ به‌ هنگام‌ برداشت‌ محصول‌ (گندم‌ و جو و …):

 ـ خرمنينگا بركت‌ (بركت‌ بر خرمنت‌)

 ج‌ ـ عمرينگه‌ بركت‌. (بركت‌ بر عمرت‌).

 ـ به‌ هنگام‌ كاشت‌ و كار:

 ـ تخمينگ‌ مونگلسين‌ (بذرت‌ هزار شود)

 ج‌ ـ دشمنينگ‌ اينگلسين‌. (دشمنت‌ بنالد.)

 ـ به‌ هنگام‌ آغاز كار (از قبيل‌ قاليبافي‌، ساخت‌ خانه‌ و…):

 ـ ايشينگ‌ ايلريك‌ (كارت‌ به‌ پيش‌)

 ج‌ ـ ياشينگ‌ اوزين‌. ( عمرت‌ دراز.)

 ـ به‌ هنگام‌ ورود به‌ جلسه‌ي‌  شور و مشورت‌:

 ـ مصلحت‌ بيريكسين‌ (مصلحت‌ يكي‌ ]مورد توافق‌[ باشد)

 ج‌ ـ دشمنينگ‌ ايريكسين‌. (دشمنت‌ درمانده‌ باشد.)

 ـ به‌ وقت‌ بازگشت‌ از شكار:

 ـ آو قانلي‌ (شكار خونين‌ باشد)

 الف‌ ـ اگر طرف‌ شكاري‌ نزده‌ باشد، مي‌گويد:

 آو جانلي‌ (شكار جان‌ دارد)

 ب‌ ـ اگر موفق‌ به‌ شكار شده‌ باشد، مي‌گويد:

 ياشينگ‌ اوزين‌ ( عمرت‌ دراز)

 ـ به‌ هنگام‌ ديدار دير هنگام‌ در شب‌:

 ـ گيچ‌ ياغشي‌ (دير بخير)

 ج‌ ـ گلن‌ ياغشي‌ (مهمان‌ بخير)

 ـ به‌ هنگام‌ بدرقه‌ي‌  مسافر:

 - يولونگ‌ آچيق‌ (راهت‌ باز)

 ج‌ ـ دشمنينگ‌ باسيق‌ (دشمنت‌ منكوب‌)

 

 ب‌:عبارات‌داراي‌جوابهاي‌عمومي‌

 اين‌ عبارات‌ معمولا جواب‌ ثابت‌ و مشخصي‌ ندارند و معمولا با پاسخهاي‌ كل‌ شمول‌ و عمومي‌ از قبيل‌ «ساغ‌ بول‌» (سلامت‌ باشي‌)، «تانگري‌ يالقاسين‌» (خداوند از گناهت‌ درگذرد) و ... جواب‌ داده‌ مي‌شوند:

 ـ به‌ هنگام‌ تبريك‌ خانه‌ي‌  جديد گفته‌ مي‌شود:

 ـ يورت‌ آلادينگ‌ (جاي‌ و مسكن‌ بگيري‌)

 ـ به‌ هنگام‌ فوت‌ نوزاد گفته‌ مي‌شود:

 ـ آخرت‌ بالانگ‌ بولسين‌ (كودك‌ آخرتت‌ باشد)

 ـ به‌ هنگام‌ تبريك‌ تولد فرزند گفته‌ مي‌شود:

 الف‌ ـ اگر پسر باشد: «قول‌ توتدونگمي‌؟ قوتلي‌ بولسون‌» (آيا غلامي‌ گرفته‌اي‌؟ مبارك‌ باشد)

 ب‌ ـ اگر دختر باشد: «باييدينگمي‌؟ بختي‌ بولسون‌» (آيا مكنت‌ يافته‌اي‌؟ خوشبخت‌ باشد)

 ـ به‌ وقت‌ زاييدن‌ حيوانات‌ خانگي‌ (همانند گاو و...) گفته‌ مي‌شود:

 ـ هؤوري‌ كؤپ‌ بولسون‌ (همراهش‌ بسيار باشد)

 ـ به‌ هنگام‌ عيادت‌ از بيمار و يا كسي‌ كه‌ در رنج‌ و سختي‌ افتاده‌ است‌، گفته‌ مي‌شود:

 ـ قورقانينگ‌ قوت‌ بولسون‌ (ترست‌ به‌ بخت‌ مبدل‌ شود)

 ـ هنگام‌ تحمل‌ رنج‌ و سختي‌ و يا بيماري‌:

 ـ آخرت‌ عذابينگ‌ بولسون‌ ( عذاب‌ آخرتت‌ باشد)

 ـ به‌ هنگام‌ عرض‌ تسليت‌ گفته‌ مي‌شود:

 - ايزي‌ ياراسين‌ ( سر بازماندگانش‌ به‌ سلامت‌)

 ـ ايمانلي‌ بولسون‌ (با ايمان‌ باشد) و...

 ـ به‌ هنگام‌ عرض‌ تبريك‌ گفته‌ مي‌شود:

 - قوتلي‌ بولسون‌ (مبارك‌ باشد)

 ـ به‌ هنگام‌ عرض‌ شاد باش‌ گفته‌ مي‌شود:

 ـ گؤزونگ‌ آيدينگ‌ (چشمت‌ روشن‌).

 ـ به‌ هنگام‌ ضرر و زيان‌ مالي‌ گفته‌ مي‌شود:

 ـ خيرلي‌ چيقداجي‌ بولسون‌ (آنچه‌ از دست‌ رفته‌، خير داشته‌ باشد)

 ـ در مباركباد اسب‌ جديد گفته‌ مي‌شود:

 ـ قازيغيندا قارريسين‌ (

 ـ در مباركباد عروس‌ جديد گفته‌ مي‌شود:

 ـ جيلاوينگدا قارريسين‌ (پا به‌ پاي‌ هم‌ پير شويد.)

 ـ مهمان‌ پس‌ از صرف‌ طعام‌ غالباً مي‌گويد:

 ـ قازانانينگ‌ ياشي‌ اوزين‌ (عمر ميزبان‌ طولاني‌ باد.)

 ـ ساچاغينگا بركت‌ (بركت‌ به‌ سفره‌ات‌)

 ـ مهمان‌ هنگام‌ ترك‌ خانه‌ مي‌گويد:

 ـ اؤيونگ‌ آبادان‌ (خانه‌ات‌ آباد.)

 ـ براي‌ بيان‌ تشكر از شركت‌ كنندگان‌ در مراسم‌ عمومي‌ (عروسي‌، عزا و ...) گفته‌ مي‌شود:

 ـ سيلاغينگ‌ تويونگدا قايتسين‌ (احترامت‌ در عروسي‌ جبران‌ شود.)

 ـ هنگام‌ جدايي‌ دو نفر از يكديگر (كه‌ به‌ صورت‌ اتفاقي‌ همديگر را ملاقات‌ كرده‌اند) گفته‌ مي‌شود:

 ـ تويدا ساتاشايلي‌ (در عروسي‌ يكديگر را ببينيم‌.)

 ـ در آغاز هر امر خيري‌ (از قبيل‌ عروسي‌ و ...) گفته‌ مي‌شود:

 ـ اونگونا باشلاسين‌ (به‌ فرخندگي‌ شروع‌ شود.)

 ـ اونگ‌ بولسون‌ (خير باشد.)

 ـ براي‌ بيان‌ تبريك‌ تولد فرزند، غالباً مي‌گويند:

 ـ ياشي‌ اوزين‌ بولسون‌ ]يا[ ياشي‌ اوزاق‌ بولسون‌ (عمرش‌ دراز باشد.)

 ـ صالحي‌سي‌ بولسون‌. (از صالحان‌ باشد.)

 ـ به‌ هنگام‌ بدرقه‌ي‌  زايران‌:

 ـ يول‌ بولسون‌ (اوغور بخير)

 ـ به‌ هنگام‌ عيادت‌ از بيمار:

 ـ سونگي‌ خير بولسون‌ (عاقبت‌ بخير)

 ـ در هنگام‌ جدايي‌، بدرقه‌ و ...:

 ـ ساغليقدا گؤروشيلي‌ (ديدار به‌ سلامت‌)

 ـ فقط به‌ هنگام‌ بدرقه‌:

 ـ ساغ‌ آمان‌ بار (به‌ سلامت‌)

 ـ فقط به‌ هنگام‌ استقبال‌:

 ـ ساغ‌ آمان‌ گليأرمينگ‌؟ (به‌ سلامتي‌ مي‌آيي‌؟)

 كه‌ غالباً چنين‌ جواب‌ داده‌ مي‌شود:

 ـ قورغون‌ گليأريس‌ (به‌ خوشي‌ و سلامتي‌ مي‌آييم‌.)

 ـ به‌ هنگام‌ مراجعت‌ از مسافرت‌ به‌ خانه‌ و ...:

 ـ ساغ‌ آمان‌ اوتيرميسينگيز؟ (سلامت‌ هستيد؟)

 كه‌ غالباً چنين‌ جواب‌ داده‌ مي‌شود:

 ـ قورغون‌ اوتيريس‌ (الحمد سلامت‌ هستيم‌)

 ـ در بيان‌ مباركباد لباس‌ نو:

 ـ اگنينگده‌ ييرتيلسين‌ (برازنده‌ي‌  تنت‌ باشد)

 ـ در بيان‌ مباركباد كفش‌ نو:

 ـ آياغينگدا توزسون‌ (برازنده‌ي‌  پايت‌ باشد)

 ـ مباركباد هر چيز نو:

 ـ خيري‌ بولسون‌ (بخير باشد)

 ـ در مراسم‌ «صدقه‌» و اطعام‌ جهت‌ اموات‌:

 ـ آلنينا بارسين‌( ثوابش‌ به‌ او واصل‌ شود.)

 ـ در زمان‌ پايان‌ يافتن‌ بافت‌ قالي‌ و قاليچه‌ و ... و بريدن‌ آن‌:

 الف‌ ـ اگر براي‌ فروش‌ باشد:

 ـ بازاري‌ بولسون‌ (بازار خوبي‌ داشته‌ باشد)

 ب‌ ـ اگر براي‌ مصرف‌ خود باشد:

 ـ ياغشينگا (=تويا) ياراسين‌. (جهت‌ امر خير ]يا: عروسي‌[ به‌ كار رود.)

 در جواب‌ عبارات‌ مصطلحي‌ از اين‌ قيبل‌، معمولا متناسب‌ با معنا و مضمون‌ آن‌، يكي‌ از پاسخهاي‌ زير داده‌ مي‌شود:

 ـ ساغ‌ بول‌ (سلامت‌ باشي‌)

 ـ تانگري‌ يالقاسين‌ (خداوند از گناهت‌ در گذرد)

 هر دو مورد فوق‌ به‌ منظور تشكر و سپاسگزاري‌ است‌.

 

 ـ آمين‌

 ـ آيدانينگ‌ بولسون‌ (دعايت‌ قبول‌ باشد)

 هر دو مورد فوق‌ به‌ منظور طلب‌ قبولي‌ دعاي‌ خير است‌.

 

 ـ آلنينگا ياغشي‌ (برازنده‌ي‌  وجود شماست‌)

 ـ سيزه‌-ده‌ خداي‌ يتيرسين‌ (خداوند نصيب‌ شما نيز بكند.)

 هر دو مورد براي‌ درخواست‌ و آرزوي‌ امري‌ مشابه‌ (براي‌ طرف‌ مقابل‌) است‌.

 ذكر تمامي‌ عبارات‌ مصطلح‌ با تمامي‌ موارد كاربرد آنها امري‌ بسيار دشوار است‌; زيرادر زبان‌ ظريف‌ تركمني‌ حتي‌ براي‌ بسياري‌ از امور جزئي‌ نيز عبارات‌ مصطلح‌ ويژه‌اي‌ استفاده‌ مي‌شود.

 به‌ عنوان‌ نمونه‌، اگر كسي‌ به‌ عيادت‌ بيماري‌ برود و صحبت‌ از طبيب‌ بيمار به‌ ميان‌ آيد، با گفتن‌ عبارت‌ «ادني‌ ام‌ بولسون‌» (آنچه‌ مي‌كند شفابخش‌ باشد) و يا «الي‌ ينگيل‌ بولسون‌» (دستش‌ سبك‌ باشد) دعاي‌ خيري‌ مي‌نمايند. ريزه‌كاريهايي‌ از اين‌ دست‌، محتاج‌ تحقيق‌ و تتبعي‌ بيشتر و عميق‌تر در فرهنگ‌ غني‌ و پوياي‌ تركمني‌ مي‌باشد.


مفاهيم برخي از اعداد در بين ترکمن ها

سپتامبر 21, 2008

مفاهيم برخي از اعداد در بين ترکمن ها

يوسف قوجق

 

  

            رمز و رازي كه در برخي اعداد وجود دارد ، به درستي معلوم نيست. اما كمتر ملتي را مي توان پيدا كرد كه به برخي از اعداد خاص معاني تمثيلي نداده باشند. دكتر ميرجلال الدين كزازى باره ي معاني تمثيلي و نمادين اعداد چنين نظري دارد: “عدد يك (= 1) در باورشناسی باستانی ايران، نشانه‌ی راز آلود خداوند است. عدد دو (= 2) ارزش آيينی دارد: آسمان و زمين ، نرينه و مادينه و… دو بدين سان ساختار و سرشت آفرينش را بر ما روشن می‌دارد. كاربردهای نمادين عدد سه (= 3) اين است كه اين شمار، به گونه‌ای راز آلود ، آفرينش و پديده‌ی هستی را نشان می‌دهد. در باورهای ايران از زادگان سه گانه و يا مواليد ثلاث سخن به ميان رفته ؛ زادگان سه گانه، كانی و يا جاندار است. عدد چهار (=4) ، چهار گوهر را نشان می‌دهد. در پنج (= 5) می‌توانيم از پنج حس سخن بگوييم. در شش (= 6) به شيوه‌ی نمادين ، جهان آشكار می‌شود و ما معتقديم پديده‌های گيِتی شش سويه هستند. اما هفت (= 7) در ميان يكان از كارآ يی و ارزش و باور شناختی افزون تری برخوردار است. عدد هشت (= 8) با بهشت در پيوند است. عدد ُنه (= 9) باز شماری است كه در فرهنگ ايرانی ارزش آيينی ويژه‌ای دارد و از شمار سپند (مقدس ، پاك) است. عدد دوازده (=12) در نماد شناسی ، نشانه‌ی كمال است. دوازده در گروه خودش ارزش بسيار دارد. ما هفت اختر و دوازده برج را داريم. هفت در عدد دوازده گردان است، پس اگر دوازده را نشانه‌ی كما ل بدانيم ، اين عدد خجسته ترين خواهد بود، زيرا آرمان آفرينش رسيدن به سر آمدگی و كمال است. پس اگر به شمار سيزده (= 13) رسيديد ، اين همه از ميان خواهد رفت و زمانی كه به چهارده می‌رسيم ، دوباره گجستگی روی می‌دهد. ايرانيان از دير زمان روز 13 را از خانه بيرون می‌رفتند كه بی شگونی اين روز را از خود دور بدارند. شايد يكی از دلايلی كه عدد 13 نزد ايرانيان نحس است و مردم برای فرار از اين نحسی ، روز” سيزده به در” را در دامان طبيعت به سر می‌برند ، ترويج فرهنگ بدشگونی آن توسط مردم از گذشته تا حا ل است“.

            تركمن ها نيز از جمله ي اين ملل هستند؛ برخي از اعداد در زندگي مردم تركمن، نقش مهمي دارند كه از جمله آنها مي توان به اعدادي نظير سه ، هفت ، نه و چهل اشاره نمود. غير از اين گونه اعداد ـ كه در ادامه ي اين مقاله به بحث در باره ي آنها خواهيم پرداخت ـ اعداد فرد و زوج نيز در زندگي تركمن ها مورد توجه عامه ي مردم است. به طور مثال از روزگاران قديم ،اعداد زوج نشانه ي سعد و مهر و محبت بوده است. زن تركمن به هنگام شركت در مراسم عروسي در داخل بقچه اي كه به همراه خود به خانه ي داماد و يا عروس مي برد، نان شيريني را با شمارگان زوج مي برد (2 يا 4 يا 6) اما وقتي قرار است به مراسم ختم كسي برود، اعداد فرد را انتخاب مي نمايد. از همين موضوع مي توان دريافت كه تركمن ها اعداد زوج را نشانه ى ابراز حسن نيت و نمادي براي بيان آرزوى رهايي از واژه  ى “تنهايي” مي دانند.

           

عدد سه (=3):

            در اين گونه اعداد ، به عدد سه اهميت زيادي داده شده است. كودك در سه سالگي زبانش گويا مي شود. به قول مختومقلي :

اوچ‌ ياشيمدا تانگري‌ بردي‌ زباني‌

دورت‌ ياشيمدا داش‌ آتيشان‌ گون‌لريم‌

(شعر “دوشن گونلريم”)

            اين عدد در آداب و رسوم و ضرب المثل ها كاربرد زيادي دارد. به طور مثال: سلام كردن به سه خانه ، سه بار شستن دست و صورت به هنگام وضو ، سه بار گفتن كلمه ى شهادتين در هنگام مرگ ، سه بار گرداندن اسفند براي هر فرد به منظور حفاظت از چشم زخم و سه گوش بودن دعاهايي كه مادران براي فرزندان خود به گوشه ي لباس آنها آويزان مي كنند؛ همه ى اين امور از جمله اموري هستند كه هم اكنون به عنوان قاعده و قانون در زندگي بسياري از خانواده هاي تركمن بارها تكرار مي شود.

            اين عدد مورد توجه شاعران بزرگي همچون مختومقلي نيز بوده است:     

اولوم‌ ضربي‌ اوچ‌ طرفدان‌ اورولدي‌

عقليم‌ داغيليپ‌، حيرانا گلدي‌

(شعر “ويراناگلدي”)

آسمانينگ‌ يوزوندن‌ كهكشان‌ اوچدي‌

ناگهان‌ اوچ‌ اره‌ نظريم‌ دوشدي

(شعر “بولدوم گريانا”)

دورت‌ گيجه‌، اوچ‌ گون‌ آغلاپ‌، دينديرديغيم‌ بيلمزمينگ‌؟

اشك‌ مونوپ‌ عيسي‌ دك‌، يلديرديگيم‌ بيلمزمينگ‌؟

(شعر “بيلمزمينگ”)

بير بالام‌ بار، ييتيريپ‌ من‌ يانيمدان‌

اوچ‌ گون‌ بولدي‌، ايستاپ‌ تاپمان‌ ياباندان‌

(شعر “آدلي يارانلار”)

چاه‌ ايچينده‌ ياتدي‌ اوچ‌ گيجه‌-گونديز

حضرتي‌ جبراييل‌ ساقلادي‌ تميز

(شعر “آدلي يارانلار”)

دوزخينگ‌ ايشيگين‌ اوچ‌ فرضي‌ باغلار

صبر اتسنگ‌، دوزخينگ‌ اودوني‌ سوندير

(شعر “بيگمان ياندير”)

اوچ‌ گوندن‌ عالمه‌ بو نشان‌ گلر

يوزي‌ آدم‌، گون‌ دك‌ آلني‌نينگ‌ آغي‌

(شعر “بير بيان گلر”)

ايكي‌ گون‌ خوش‌ بولسا، اوچ‌ گوني‌ واي‌ميش‌

نيچيكسي‌ منزل‌ ميش‌، نيچيكسي‌ جاي‌ميش‌

(شعر “گچيب بارادير”)

بير منزل‌دير، اوچ‌ گون‌ ايييپ‌- ايچن‌ سونگ‌

اورناشيپ‌، گينگره‌نيپ‌، بيلين‌ آچان‌ سونگ‌

(شعر “فغان اگلنمز”)

عمر باش‌ گون‌، منزلي‌ اوچ‌

دورانينگ‌ بير ساعت‌ بيله

(شعر “بير ساعات بيله”)

رسول‌ موني‌آيتدي‌ اوچ‌ يولا تكرار

اصحابلاردان‌ نه‌ آواز بار، نه‌ سوز بار

(شعر “دوستلار هي”)

            برخي از موارد استفاده از عدد سه در افسانه ها و دسسان هاى تركمنى :

ـ دادن مهلت سه ماهه از سوي پادشاهان افسانه اي براي انجام يك كار سخت ؛ پادشاهان افسانه ها سه دختر و يا سه پسر دارند. دختران پادشاهان در افسانه هاي تركمني براي قبول خواستگار ، سه شرط را در مقابل داماد مطرح مي كنند. جارچپان در افسانه ها سه شبانه روز مردم را براي شركت در عروسي دعوت مي كنند و بالاخره جشن عروسي در افسانه هاي تركمني تا سه روز ادامه مي يابد.

            عدد سه را در ضرب المثل ها و باورهاي عاميانه نيز مي توان پيدا كرد:

            گچي نگ اوچ ، سؤزونگ پوچ

و يا :    

            قوركان ايت ، اوچ گون اويرار

و يا :

            اوچدن سونگ پوچ

            در ضرب المثل «اوچدن سونگ پوچ» (پس از سه بار، پوچ) يك نوع باور و عقيده را مي توان ديد ؛ به عبارتي اجداد تركمن ها حتي اين گونه اعداد را تا سطح عقايد خود نيز بالا برده اند.

           

عدد هفت (=7):

            اين عدد نيز يكي از پركاربردترين عدد در بين اعداد است كه در زندگي و عقايد بسياري از ملل و از جمله در بين تركمن ها نقش و جايگاهى مهم دارد ودر بر دارنده ي معاني عميقي است. مانند “يدي اقليم” (هفت اقليم) در اين شعر از مختومقلي:

يدي‌ اقليم‌ مانگا گورونر زندان‌

يا رب‌ خبر بيلرين‌ مي‌، يار سندن‌!

(در شعر “يار سندن”)

            يا عبارت “يدي پري” (هفت پري) در اين مصراع از شعر مختومقلي:

گيده‌ بيلمن‌ شهرينگيزگه‌، خيز – حرامدان‌ قورقارام‌

يدي‌ پري‌نينگ‌ لفظيدن‌ بير يادگارم‌ دوغري‌سي

(شعر “بي قرارام دوغريسي‌”)

            و يا:     

يدي‌ يرده‌، دوقوز فلك‌ اوستونده‌

يا رب‌ خبر بيلرين‌ مي‌، يار سندن‌!

(در شعر “يار سندن”)

            اين عدد در تمامي آداب و رسوم ، افسانه ها ، ضرب المثل و ديگر قالب هاي ادبيات شفاهي و عاميانه كاربرد وسيعي دارد. به طور مثال در ضرب المثل هاي تركمني: “يدي اؤلچأپ بير كس!” ، “چاروا چاروانينگ ايزيندان يدي ييلدا يتر” ، “يسرينگ يدي ديلي بار” ، “اوچ گونلوك يولا چيقسانگ ، يدي گونلوك آذيق آل”

            يا در بين تركمن ها عبارت “يدي پشت” يا “يدي آرقا” به عنوان “هفت نسل” كاربرد دارد و دانستن آن به هر يك از تركمن ها توصيه شده است. اين “هفت نسل” به ترتيب عبارتند از:

1- اوغول

2- آغتيق

3- چوولوق

4- يوولوق

5- قوولوق

6- ياتليق

7- آتليق

            همچنين در بين تركمن ها عبارت “يدي آتانگ” (هفت پدر تو) چنين است:

1- آتانگ (پدرت)

2- آذان آتانگ (پدر اذان گوي تو / يعني كسي كه به هنگام تولد در گوش تو اذان خوانده است)

3- عيليم آتانگ (پدر علم تو)

4- قايين آتانگ (پدرخانم تو)

5- اوغوزخان آتانگ (پدر اوغوزخان تو / اوغوزخان به عنوان نياي بزرگ تركمن ها)

6- نوح آتانگ (پدرت كه حضرت نوح است / با اين باور كه مطابق با اسناد و كتب قديم همچون جامع التواريخ اثر رشيد الدين فضل الله همدانى ، نسل تركمن ها در اصل به پسري از پسران حضرت نوح مي رسد .)

7- آدام آتانگ (پدرت كه حضرت آدم است / به اين معني كه  همه ي انسان ها و از جمله تركمن ها بني آدم هستند.)

            در بين تركمن ها “اينگ ياكين يدي قارينداش” (هفت خويشاوند بسيار نزديك) اين افراد هستند:

1- دوغان

2- دوغان اوغلان

3- دولانان

4- قارينداش

5- باباداش

6- اوباداش

7- نِبره

            رئيس جمهور تركمنستان در اثر خود” روحنامه” ، عبارت “تركمنينگ يدي خزينه سي” (خزاين هفت گانه ى تركمن ها) را به كار برده است كه عبارتند از:

1- باش خازينا / توپراق (خزينه ى  اصلى / خاك)

2- ايكينجي خازينا / قليالچي ليق (دومين خزينه / اسب داري)

3- اوچونجي خازينا / هالي چي ليق (سومين خزينه / قالي بافي)

4- دؤردونجي خازينا / مالدارچيليق (چهارمين خزينه / دام داري)

5- بأشينجي خازينا / قوشچي ليق (پنجمين خزينه / مرغ داري)

6- آلتينجي خازينا / كيتاپ (ششمين خزينه / كتاب)

7- يدينجي خازينا / سوو (هفتمين خزينه / آب)

            عدد هفت در ديوان مختومقلي نيز به تعداد قابل ملاحظه اي تكرار شده است:

يدي‌ داغ‌، يدي‌ دريا

دالي‌ دنياني‌ گورسم‌

(شعر “ايكي هلالان”)

يدي‌ يسير بولسا، بيري‌ گووينجنگ‌

باي‌ خلقي‌ يانگرا بور، قارري‌ اووينجنگ‌

(شعر “برمه فلگه”)

           

عدد نه (=9)

            عدد نه نيز در زندگي تركمن ها كاربرد زيادي دارد. تركمن ها در بيان دعا براي تكميل و بي نقص بودن يك كار ، مي گويند: “هر كي زادينگ دوقوزي دوزوو بولسون” (يعني اين كه: هر كاري كامل و بي نقص باشد / جفت و جور باشد.)

            يا در اين شعر از ظهيرالدين فاريابي كه مدرسان ادبيات ، همواره آن را براي تفهيم صنعت “اغراق” در شعر ذكر مي كنند:

نه كرسي فلك نهد انديشه زير پاي

تا بوسه بر ركاب قزل ارسلان زند

            در ديوان مختومقلي نيز اين عدد به تعداد زيادي به كار رفته است. به طور مثال:

دوقوز ساعت‌، دوقوز آي‌

اون‌ ايكي‌ اندام‌ جاي‌ بجاي‌

(شعر “جوشا يتدينگ”)

            عدد نه را مي توان در تمثيلات و ضرب المثل ها نيز مشاهده نمود. به طور مثال:‌ “دوياني دوقوز گون ، سمرأني سكيز گون” ، “چوپان تاياقين دوقوز بلادان قوتارار”

           

عدد چهل (=40)

            عدد چهل نيز يكي ديگراز اين گونه اعداد است. اين عدد براي بيان مسافت هاي طولاني به كار مي رود. به طور مثال: ” قيرق ييل مايا گزينچأنگ ، بوتين بير ييل نر گزگين” (از ملانفس) يا در اين ضرب المثل ها : “قيرق ييل قيرقين گلسه ده ، عجلي يتن اؤلر” ، “قيش ينگ گوني قيرق تويسلي ، قيركيسي دا قيليق سيز”

            پايان خوش بيشتر دسسان ها (منظومه ها) در ادبيات تركمني نيز برپايي جشن و پاي كوبي در چهل شبانه روز است .(… اولار قيرق گيجه گونديزلاپ طوي توتوپديرلار.)

            در برخي از موارد ، اين عدد ، عدد كثرت است. به طور مثال در اين شعر مختومقلي:

قيرق‌ شهري‌ قيزيلدان‌ غرق‌ ادن‌ قارون‌

گوزي‌ قومدان‌ دولدي‌ پولدان‌ دولمادي‌

(شعر “اقبال بولمادي”)

            و يا:

عشقيم‌ باردير مجنوندان‌ آلتميش‌ اسسه‌ زياده‌

قواتيم‌ باردير قيرق‌ ييل‌ درس‌ آيدارغا فرهاده‌

(شعر “كونگلوم”)

            در ادبيات عرفاني نيز عدد چهل معاني تمثيلي زيادي دارد. به طور مثال در اشعار مختومقلي:

قيرق‌لار له‌ جم‌ بولوپ‌، پياله‌ ايچسم‌

كونجي‌ ميخانه‌دا آياغ‌ يتيشسه‌

(شعر “يتيشسه”)

قيرق‌ عاشق‌ نعره‌ چكيپ‌، شعله‌ اوردي‌ اوديني‌

گوز ياشيمدان‌ سوو آليپ‌، سوندورديگيم‌ بيلمزمينگ‌؟

(شعر “بيلمزمينگ”)

چهل‌ تن‌لر ارا باش‌ بوليبان‌ باباين‌ دارغان‌

مقصده‌ يتر آمان‌-اسن‌ منزله‌ بارغان‌

(شعر “همخانه گلندير”)

دووره‌ گيريب‌،گوردوم‌، اوتورميش‌چهلتن

سلام‌ بريب‌، قولون‌ قوچدوم‌ يارانلار

(شعر “اوچديم يارانلار”)

            كه البته در اين شعرها ، مراد از چهل ها و چهل تن ، “ابدال” است. همچنان كه ايشان در شعري ديگر گفته اند:

قيرق‌ عاشق‌ بار، قيرق‌ ابدال‌

هر باشدا بير خيال‌ بار

(منظومه “بلال بار”)

            تعداد اين گونه اعداد نمادين در فرهنگ و ادبيات تركمن ، بيش از اينهاست و نگارنده فقط به منظور يادآوري و آغاز صفحه اي جديد در تحقيقات ادبي و فرهنگي براي پژوهشگران اين زمينه ، تنها به بيان چند نمونه از اين گونه اعداد اكتفا نموده و از ذكر بسياري از شواهد براي هر كدام از آنها نيز خود داري كرده است.

 

———————————————-  

منابع:

ـ دست نوشته هاي پراكنده از يادداشت هاي نگارنده.

ـ ديوان كامل مختومقلي فراغي.به كوشش مراد دوردي قاضي. تصحيح و ويرايش محمود عطاگزلي. مشهد: گل‌نشر. چاپ دوم 1382.

 ـ سيزده فروردين، پيِمانی همگانی برای حفظ محيط زيست . همشهری. 15 فروردين 1377


معانی برخی اصطلاحات مربوط به اسباب و آلات اسب ترکمن

سپتامبر 21, 2008

گردآوری و ترجمه : ی. حق جو (يوسف قوجق)

 

در تاریخ بشر ، اسب از بین تمامی حیوانات و چارپایان ، جایگاهی ویژه و منحصربفرد داشته است. در این بین ، نمی توان تاریخ و فرهنگ ترکمن ها را بدون اسب مجسم نمود. این حیوان نجیب تا چندی پیش حتی عضوی از خانواده ی ترکمن محسوب می شده است و خانواده های ترکمن به مانند یکی از اعضای اصلی خانه ، برای اسبی که داشته اند ، بهترین زینت آلات و زیباترین پوشش ها را فراهم می کرده اند.

با توجه جایگاه اسب در بین ترکمن ها ، یکی از کارهای فرهنگی که ضرورت زیادی نیز دارد ، گردآوری و تدوین کتابی در باره ی اسباب و آلات اسب است. در این مطلب به برخی از این پوشش ها و زین آلات اشاره می شود. با این امید که دوستان علاقمند به فرهنگ ترکمن ، به تدوین و تکمیل این موضوع همت گمارند.

إیر (Eýer): یکی از مهمترین اسباب و آلات اسب ، همان زين است که برای نشستن اسب سوار به کار می رود. هم اکنون گونه های مختلفی از زین مورداستفاده قرار می گیرد که از جمله می توان به «چاپو إیر» (Çapuw eýer) و «قانگا إیر» (Gaňňa eýer) اشاره کرد.

قاش آت (Gaş at): برجستگی قسمت جلوی زین را می گویند. این اصطلاح همچنین به قسمت نیم هلال عقب زین نیز اطلاق می شود.  این قسمت ها غالباً با اشياء نقره ای و میخ ها تزئین می شوند.

قوشقون (Guşgun): یکی از مهمترین قسمت های زین اسب است. نواری چرمی است که با نقوش نقره ای چشم بلبلی تزئین شده و به منظور جلوگیری از حرکت زین به سمت جلو ، آن را از قسمت پائین دم اسب می گذرانند.

دپیرگی (Depirgi): رکاب اسب را می گویند.

قولانگ (Golaň): زمانی که اسب برای مدتی طولانی می خواهد در جایی بماند ، به منظور جلوگیری از افتادن نمد روی اسب ، از این وسیله که تسمه است ، استفاده می کنند.

قانجیقا (Ganjyga): طنابی از جنس پشم است که به زین متصل می شود. وظیفه ی آن ، محکم نمودن نمدهای جمع شده ی اسب (که به آن بؤکدره Bökdere هم می گویند) و برای به همراه بردن آن نمدها بر روی اسب ، استفاده می شود و با استفاده از آن وسیله ، نمدهای جمع شده را به پشت زین اسب می بندند.

چکی (Çeki): تسمه ای چرمی است که با عبور از روی شکم اسب ، زین را محکم می نمایند. به سگک این تسمه که از جنس مس هست ، «چکی توکا» (Çeki toka) می گویند. این سگک معمولاً به شکل نیم دایره و دارای گیره است. غیر از «چکی توکا» ، سگک های دیگری هم وجود دارند که عبارتند از: آئیل توکا (Aýyl toka) و «اوزنگگی توکا» (Üzeňňi toka). این سگک ها با توجه به محل قرار گرفتن ، فرق دارند. آئیل توکا (Aýyl toka) حلقه ای آهنی به شکل نیم هلال است که به نوک افسار بسته می شود. افسار دارای سگک است و سگک (توکا) افسار را کوچک یا بزرگ می کند.

اوزنگگی (Üzeňňi): رکاب

درلیک (Derlik): نمدی بسیار نازک است که برای خشک نمودن عرق بدن اسب ، مورد استفاده قرار می گیرد و آن نخستین پوشش اسب است. این واژه یکی از واژه های پرکاربرد در افسانه ی «گؤزاوغلی» می باشد: «… مخمل درلیک ، قونّاری یونا ، طیلّا إیر ، آلا قائیش قیرآتی نینگ باشینا سالاردی.»

            از دیگر پوشش های اسب ترکمن می توان به جول (Jul) ، کؤینکچه (köýnekçe) ، آت کچه ، باسیرغی ، تگلتگی (Tegeltgi) ، یاپینجا و غیره اشاره نمود. هر کدام از این پوشش ها موارد استفاده ی خاصی دارند. جول برای جلوگیری از سرما خوردن اسب ، کاربرد دارد و آن را بر روی پوششی به نام «باسیرغی» می اندازند. جُلی که بر روی اسب می اندازند ، دارای دو آویز است که با آن ها ، سینه ی اسب را می پوشانند.

کؤینکچه (Köýnekçe): یکی از پوشش های تزئینی اسب است و آن را بر روی پوششی به نام «آت کچه» می اندازند.

آت کچه (Atkeçe): یکی از پوشش هاست. دو نوع دارد:

الف) بورنه کچه (Bürne keçe): نمدی است به طول 18 وجب و عرض 10 وجب و آن را در زمانی که اسب ثابت است ، برای اینکه سرما نخورد ، بر روی اسب می اندازند.

ب) مونگی کچه (Müngi keçe): نمدی است به طول 12 وجب و عرض 6 وجب که برای اسب سواری مورد استفاده قرار می گیرد.

تِگِلتگی (Tegeltgi): پوششی است که از سه لایه نمد و یک ردیف «تله تین» (Teletin) ساخته می شود. در زیر زین اسب قرار گرفته و آن باعث می شود که زین به داخل بدن اسب فرو نرود و پشت اسب را زخمی نکند.

یاپینجا (Ýapynja): پوششی از نمد است که به آن «اؤرتوک» (örtuk) هم می گویند.

برای محار اسب و نیز راهنمایی آن به مسیرهای مختلف ، از ابزارها و وسایل مختلفی استفاده می شود. از بین آنها «آغیزدیریق» (Agyzdyryk) نقش مهمی در کنترل اسب از سوی سوارکار برای رفتن در مسیرهای مختلف دارد.

«آغیزدیریق» (Agyzdyryk): حلقه ی آهنینی است که به افسار اسب (اویانUýan) متصل است. (با توجه به معنی «آغیز» ، شاید واژه ی «دهنه» در زبان فارسی معادل این کلمه باشد. ـ مترجم). این وسیله تنها زمانی که بخواهد آب بنوشد و یا بچرد و یا در زمان خواب شبانه ، از دهان اسب برداشته می شود.

اویان (Uýan): نوعی از «کلّه کی» (لوازم مربوط به سر اسب) است که بر سر اسب می کنند و آن دارای «آغیزدیریق» (دهنه) ، «آلقیم سا» و بندی چرمی می باشد. بر روی چرم «کوموشلی اویان» (اویان نقره ای ؛ نام نوعی اویان) با نقره تزئین شده است.

جیلاو (jylaw): چرمی است که به دو سمت «آغیزدیریق» (دهنه) ، «کلّه کی» و یا «نوقتا» (Nogta) وصل می شود. به هنگام حرکت اسب ، «جیلاو» باید در دست سوار باشد و آن حکم فرمان اتومبیل را دارد (دسته ی افسار).