عاشورا در نزد ترکمن هاي ترکمنستان

نوامبر 21, 2009

turkmen ترکمن turkman

ترکمن هاي ترکمنستان که ماه محرم را تنها با نام “عاشورا آيي” مي شناسند همه ساله در روز عاشورا با تجمع در مساجد اين کشور نذري مي دهند.

به همين منظور، روز عاشوراي امسال مساجد سراسر ترکمنستان پر از جمعيت مردم مسلمان اين کشور آسياي مرکزي بود.
ترکمن ها با تجمع در مساجد علاوه بر نذري دادن ، آياتي از قرآن کريم به ويژه سوره ياسين را تلاوت مي کنند.
ترکمن ها قرآن تلاوت شده را به روح دو نواده عزيز پيامبر اسلام (ص ) امام حسن (ع ) و امام حسين (ع ) نثار مي کنند.

هرچند در دوران قبل از تسلط کمونيست ها حتي در برخي از نقاط ترکمنستان عزاداري هايي به شيوه شيعيان انجام مي شد، ولي با تسلط کمونيست ها اين نوع عزاداري ها هم اکنون در بين ترکمن ها رواج ندارد.
ترکمن هاي ترکمنستان به دو نواده پيامبر علاقه زيادي دارند و يزيد را مظهر فسق و فجور مي دانند.
در آيين هاي عزاداري شيعيان ترکمنستان که بطور گسترده در مساجد آن ها در سراسر اين کشور برگزار مي شود، تعداد زيادي از ترکمن ها در کنار آذري ها، افغان ها، ترکمن ها و ايراني هاي مقيم اين کشور شرکت مي کنند.
شلوغي مساجد شيعيان در ترکمنستان در شب هاي يازدهم، دوازدهم و سيزدهم ماه محرم بيش از شب هاي ديگر است.
هر چند، عزاداران حسيني در ترکمنستان بيش از 70 سال نمي توانستند به صورت علني مراسم محرم را برپا کنند و به همين دليل اين مراسم در منازل مسکوني آنهم بطور پنهاني برگزار مي شد، اما با استقلال کشور ترکمنستان، زنان، مردان، کودکان و نوجوانان آذري، افغانستاني، ايراني و ترکمني مقيم ترکمنستان در کنار هم در مساجد مربوط به شيعيان به عزاداري مي پردازند.
در روستاي “باقر” در حومه عشق آباد پايتخت ترکمنستان پرچم ها و بيرق هاي سياه به نماد عزا، سبز به رنگ ماندگاري اين قيام و قرمز به سرخي خون شهداي دشت نينوا به حرکت درمي آيد.
برخي از دوستداران اهل بيت (ع ) در روستاي باقر عشق آباد با گردآمدن در کنار اين پرچم ها که به نام هاي نظير “يا حسين(ع)” و “يا عباس” مزين شده است، بر مظلوميت امام حسين (ع) و يارانش اشک ماتم مي ريزند.
نکته حائز اهميت اين است که مردم اهل سنت و شيعه ترکمنستان همواره در آيين هاي يکديگر شرکت کرده و در بين آن ها بحث شيعه و سني مطرح نيست .

 لینک منبع


آق آش؛ جشن 63 سالگی ترکمن رو به فراموشی

سپتامبر 4, 2009

turkmen ترکمن turkman 

مهر: آئین “آق آش یا آق قوین” از بهترین و متداول ترین آئینهای رایج در بین ترکمنها بوده که در گذر زمان درحال فراموشی است.
به گزارش خبرنگار مهر در گرگان، آق آش، جشن 63 سالگی یا جشن همسن شدن با پیامبر گرامی اسلام، از آئینهای سنتی و دیرینه ترکمنها بوده که هنوز نیز در گوشه و کنار استان گلستان و در بین قومهای مختلف این استان رواج داد.

این آئین به نامهای آق آش و یا آق قوین معروف و مرسوم بوده و عشق و اردات قوم ترکمن به پیامبر گرامی اسلام و دین مبین اسلام را نمایان می سازد و برگزاری این جشن برای قوم ترکمن نوعی افتخار و اردات به نبی مکرم اسلام به شمار می آید.

اجرای این آئین نشانه ای از احترام گذاشتن به سالمندان بوده و در گذشته بیش از دوران کنونی رواج داشته و طی سال با رسیدن هر فرد ترکمن به سن 63 سالگی شاهد برگزاری این جشن سنتی و آئینی در گوشه و کنار گلستان بوده ایم.

این جشن که نمادی از رفتار شایسته و فاصله گرفتن از تیرگی ها و بدی هاست در گذشته همراه با مراسمهای خاصی اجرا می شد و مردان ترکمن که به آق آش نائل می شدند، با ذبح گوسفندی سفید ولیمه می دادند و غذاهایی به رنگ سفید طبخ می کردند.

یک محقق و استاد رشته تاریخ دانشگاه گلستان در این زمینه به خبرنگار مهر در گرگان گفت: جشن آق آش یا آق قوین از جشنهایی است که بین اقوام ترکمن از دیرباز تاکنون رایج بوده است.

اسدالله معطوفی افزود: آق قوین به معنای گوسفند سفید بوده و به آن معناست که برای قربانی کردن و ذبح از گوسفند سفید استفاده می شد.

وی اظهار داشت: آق قوین یا آق آش برای مردن ترکمن رایج بود و ترکمنها به این دلیل که پیامبر گرامی اسلام 63 سال عمر با برکت داشت برای هر فرد ترکمن که به این سن می رسید، جشن آق آش برگزار می کردند.

وی خاطرنشان کرد: گرفتن این جشن نوعی خوش یمن و خوش صواب محسوب می شد و علت برگزاری این جشن را باید در فرهنگ ترکمن جستجو کرد.

به گفته معطوفی، زندگی ترکمنهای اولیه وابسته به کوچروی و دامداری بود و به دلیل جنگهای پی درپی، وضعیت نامناسب اقتصادی و بهداشتی و تهاجمات مکرر همسایگان به اقوام ترکمنها موجب می شد که کمتر فردی به سن 63 سالگی برسد.

این پژوهشگر و محقق رشته تاریخ بیان داشت: در گذشته به ندرت افرادی 63 سال عمر می کردند و از طرف دیگر این سن منطبق با سن بابرکت پیامبر اسلام بوده و هر فردی که به این سن می رسید برای وی جشن آق قوین برپا می کردند.

وی یادآور شد: ترکمنها قبل از اسلام  پیرو دین “شامانیزم” بوده و یافته ها نشان می دهد که برگزاری جشن آق آش یا آق قوین ریشه در گذشته های دور نداشته و از بعد از پذیرش اسلام توسط اقوام ترکمن بین آنها رواج یافته است.

وی عنوان کرد: پذیرش دین اسلام موجب شد تا ترکمن ها برای ارادت به پیامبر اسلام، جشن آق آش یا جشن 63 سالگی را برپا کنند که نوعی ارادت نشان می دهند.

معطوفی ” تکه ها، یمودها و گوگلانها” را از جمله اقوام ترکمنها برشمرد و گفت: اگرچه نوع جشن در بین اقوام مختلف ترکمن یکی است ولی از نظر کیفیت برگزاری تفاوتهایی به چشم می خورد.

وی افزود: در بین یمودهای ترکمن رسم برآن بود که در جشن آق آش باید غذای آبگوشت به عنوان ولیمه داده می شد و گوشت آن نیز باید از همان آق قوین که گوشت گوسفند سفید ذبح شده بود، تامین می شد.

استاد رشته تاریخ دانشگاه گلستان ادامه داد: برخی تیره های قوم تکه مانند آق تمش، پوست را بین مردمان روستاهی حاشیه و چادرنشینان تقسیم می کردند و تیره جونی نیز این کار را انجام می داد.

وی اظهار داشت: برگزاری برخی سورها مانند مسابقه اسب سواری، گورش یا کشتی سنتی در آئین های آق آش متدوال بود که برگزاری آن بستگی به وضع مالی فرد داشت.

وی خاطرنشان کرد: افراد “بای” یا ثروتمند جشن آق قویشان را با مراسمهای دیگری مانند کشتی گورش یا اسب چپانی همراه می کردند و افراد معمولی نیز کمتر به این مراسمها می پرداختند.

معطوفی تاکید کرد: در آئین کشتی گورش که در آق آش برگزار می شد، کشتی گیران حرفه ای از روستاهای مختلف شرکت می کردند و پهلوانان از دو فن معروف “سورشما و یان بشی” استفاده می کردند.

استاد تاریخ دانشگاه گلستان بیان داشت: این جشن مناسبت خاصی نداشت و فقط در سالروز 63 سالگی مردان ترکمن اجرا می شد و اکنون بیشتر در مراکز و مناطقی رواج دارد که هنوز شهرنشینی در آن به خوبی رواج نیافته است.

وی عنوان کرد: اکنون این آئین در برخی مناطق هوتن، برخی روستاهای گمیش تپه، برخی روستاهای شمال آق قلا که هنوز نسیم مدرنیزم شهری به آنها نرسیده و جدایی از سنتها در آن شکل نگرفته، به ندرت رواج دارد و به چشم می خورد.

گذر از جامعه سنتی به سوی جامه مدرن موجب تغییر در فرهنگ، نگرش، پوشش، باورها، اعتقادت و رسومهای محلی می شود و برخی جشنها نیز از بین می رود و آئین آق آش نیز دستخوش تغییرات شده و دیگر کمتر کسی این جشن را برپا می کند.

این در حالیست که این آئین سنتی، نمادی از تکریم به پیران و سالخوردگان بوده که اکنون در پس شهرنشینی و مشکلات زندگی این سنت رنگ و بوی خود را باخته و توجه به این قشر کمتر شده است.

 لینک منبع 


نوازندگان از ياد رفته ترکمن !

آگوست 7, 2009

turkmen ترکمن turkman

باغشي ها؛ نوازندگان به رنج خوگرفته و از ياد رفته ترکمن

“باغشي ها” که از آنان به عنوان نوازندگان موسيقي و خوانندگان ترانه هاي ترکمن ياد مي شود، سينه ‌شان مالامال از عشق و گنجينه داستانهاي حماسي و عاشقانه و اساس هنر و فرهنگ ترکمن است، اما همانند سازشان در گذر زمان رنج کشيده اند و از ياد رفته اند.

به گزارش خبرنگار مهر در گرگان، اين هنرمندان بي نام و نشان و پرآوازه، همانند هنر ديرپا و اصيل شان از ياد رفته اند و ديگر نواي سازشان خريداري ندارد.

باغشي ها، اين گويندگان و نوازندگان مردمي از روزگاران گذشته در ميان مردم شعر مي‌گفتند، موسيقي مي ساختند و با نواي سازشان در غم و شادي قومشان شريک مي شدند و همراه با زمان با شعر و موسيقي با مردم هم آواز بودند و در هنر و فرهنگ هر قومي نقش ايفاء مي کردند.

خدمت بزرگ اين نوازندگان بي نام و نشان در سده هاي تاريخ، در آشکار ساختن زورگويان و ستمکاران، پشتيباني از ستمديدگان، برانگيختن همگان بر پايداري در برابر خداوندان زر و زور، دلداري مردم در برابر سختي‌ها و رخدادهاي روزگار و دعوت مردم به صلح و يکرنگي، تلاش، آفرينندگي و انسانيت نمايان است.

نگاهي به تاريخ موسيقي ترکمن نشان مي دهد که نام آوراني چون “شوکر باغشي”، “قره‌دالي گوگلن”،” ياد باغشي” و “مختومقلي قارلي” در اين عرصه فعاليت داشتند و اين موسيقي در سنت و فرهنگ ترکمنها ريشه داونيده و رشد کرده است.

موسيقي ترکمن، زباني نمادين براي انتقال دريافتها و بازگويي احساسات قوم ترکمن به شمار مي‌رود، چرا که در گذشته از دل مردم مايه گرفته است و همه پيوند‌هاي معنوي از راه باغشي‌ها پراکنده مي‌شد و به مانند راه پيوند طايفه‌هاي دور افتاده عمل کرده است.

در تاثير موسيقي ترکمن همين بس که اعجاز دوتار ترکمن از يک قشون بيشتر است و براي اثبات اين ادعا بايد گفت: زماني که خان خيوه برادر “شوکر باغشي” را به اسارت برد، او توانست با پيروزي بر نوازنده دربار، برادرش را از چنگ خان نجات دهد.

و يا داستان زندگي “حاجي قولاق” بازگو کننده‌ ستمي است که بر اين گروه توسط خانها و بگها رفته است، به گونه‌اي که دستهاي نوازنده را خان مي‌برَد تا ديگرنتواند بنوازد.

باغشي‌ها، زبان گوياي مردم ترکمن بوده اند و در روزگاري که نگارش نبود، رسالت بزرگشان، دنبال کردن روايات، داستانها، نقلها و به طور بنيادي حرکت تاريخي – فرهنگي را مردانه به دوش کشيدند.

از لحاظ ترتيب تاريخي، باغشي‌هاي ترکمن عبارتند از قارا شاهير، جبار باغشي، کور قوجالي، پتک باغشي، حالي نياز باغشي، چولاق باغشي، دولت دوردي، قره دالي گوگلان، دوردي باغشي، جان دوردي قيجاق‌چي، ايلک باغشي، بک گلولي، همراه قيجاق‌چي، عالي باغشي، کرحال، نوبت نياز و سخي جبار که در رشد موسيقي ترکمن سهم به سزايي داشته است.

خدمت بزرگ موسيقي و باغشي ها به ادبيات ترکمن اين است که در گذر تاريخ نقش نگاه دارنده‌ ادبيات شفاهي و عامه را همين ساز‌هاي موسيقي به نوشتن درآمده‌اند، باغشي‌ها براي شناسايي ادبيات گذشته به دوتار شکل داده و سازها را پيچيده‌تر و گوش‌نواز‌تر کرده و آن را به نسل حال و آينده انتقال داده‌اند.

باغشي ها، هنرمنداني حساس، شيفته هنر و کمتر به فکر ماديات بوده و هستند، ولي اکنون ميراث آباء و اجداديشان که سينه به سينه و نسل به نسل انتقال يافته براثر بي‌علاقگي و برانگيختن مردم و دوري نسل جوان از تاريخ و فرهنگ رو به ايستايي و فراموشي است.

موسيقي سنتي ترکمن به رغم قابليت فراوان و غناي فرهنگي و هنري به دليل کم توجهي به بانيان اين هنر و باغشي ها با شتاب فراوان روبه ايستايي و ناتواني است.

گرايش جوانان به موسيقي مدرن و جديد، ناآشنايي با تاريخ و فرهنگ، قابل دريافت نبودن موسيقي، نبود کانونهاي آموزش موسيق ترکمن از جمله عواني است که موجب شده که اين موسيقي اصيل و مانداگار نتواند همانند گذشته رسالت خويش را ايفاء کند.

موسيقي ترکمن

اين در حالي است که با بررسي دقيقتر و منطقي تر علتهاي اين بحران و با درهم‌آميزي و هماهنگ کردن درون‌ مايه‌هاي آوازها همگام با دگرگوني‌هاي اجتماعي به‌ ويژه با روحيات نسل نو و با فراهم آوردن گونه‌اي پيوند منطقي با ادبيات نوين بتوان از اثرات فزاينده اين ايستايي کاست. 

موسيقي سنتي ترکمن بازگو کننده‌ي باورها، دردها، رنج‌ها، شادي‌ها، آرمان‌ها، آداب و سنت‌ها، فرهنگ و تاريخ ترکمن است، زبان اين موسيقي بيانگر ادبيات شفاهي گوياي قوم ترکمن بوده و سازها از زبان و دل مردم و از ادراک غم و شادي‌هاي آنها مايه گرفته و بازتاب شرايط اجتماعي روزگار خود است.

مضامين موسيقي ترکمن عشق به آزادي، آگاهي و فرمانروايي محرومين، همبستگي، دلاوري و برادري توجه شده و موسيقي ترکمن از اينرو غم‌انگيز است که در روزگاران گذشته، زندگي اين قوم در هرج و مرج و کشتار و غارت فرمانروايان گذشت.

موسيقي ترکمن زماني به ناله مي‌آمد که قدرتها بر سر تصرف سرزمين ايران به خونريزي مي‌پرداختند و آئينه تمام نماي فرهنگ و تاريخ قوم ستمديده ترکمن بوده و از اين رو موسيقي ترکمن، موسيقي لهو و لعب نيست.

سازهاي باغشي‌هاي ترکمن همچنان همراه با مردم در سختي‌ها و رخدادهاي تلخ اين قوم، رنج کشيده است. اين موسيقي براي هر کسي پيامي دارد که مي‌تواند بر پايه آن خود آن را برگزيند و زبان موسيقي ترکمن مخاطبان خود را مي‌شناسد، وقتي که ساز نواخته مي‌شود با مردم ساده‌دل صحرا حرف مي‌زند.

باغشي‌ها، زبان گوياي مردم ترکمن بوده اند و در روزگاري که نگارش نبود، رسالت بزرگشان، دنبال کردن روايات، داستانها، نقلها و به طور بنيادي حرکت تاريخي – فرهنگي را مردانه به دوش کشيدند.

سنتهای فرهنگی ترکمن در زندگی زنان و دختران ترکمن صحرا

آگوست 5, 2009

turkmen ترکمن turkman

ترکمنها از 6 هزار سال پیش در منتهاالیهن منطقه شمالی سواحل دریاچه اشیق‏گل، در کنار مسیر دریا و رود جیحون اقامت داشته‏اند. محدوده ترکمنستان کنونی که از دیرباز مسکونی بوده است، همواره جزئی از حکومتهای ایران یا کوشانیان سعدی (حکام آسیای مرکزی و بخشی از افغانستان فعلی) بوده و از وجود حکومت محلی اطلاعی در دسترس نمی‏باشد. و اما تاریخ جدید ترکمنهای ایران، باید گفت که با امضای قرارداد رسمی مرزبندی بین ایران و روسیه در دسامبر 1881 ـ 1260ه··· میلادی بین دو کشور مرزهای بین دو کشور به وسیله عوامل جغرافیایی تعیین شد. مطالعه گذشته فرهنگی ترکمنها که در ابتدا به نام «اغوز» شناخته شده‏اند وجود رابطه به تعالیم «قورقوت آتا» یا «دده قورقوت» را به ثبوت می‏رساندند. قورقوت آتا بنا بر قولی با الهام از تعالیم دین مبین اسلام قوم خود را به پذیرش آیین دین اسلام دعوت می‏کنند. از آن پس ساختار فرهنگی، اجتماعی ترکمنها بر مبنای آموزشهای اسلامی شکل می‏گیرد. این آموزشها با گذشت اعصار به عنوان اعتقادات و باورهای جدایی‏ناپذیر در احیای فرهنگی ترکمنها محسوب می‏گردد. به همین خاطر اعتقاد راسخ و تعصب در دین زبانزد

بوده است.

سنتهای فرهنگی

ترکمنها از فرهنگ بسیار غنی برخوردار بوده‏اند. دختران ترکمن با سرودن ترانه‏هایی که اصطلاحا (لاله) گفته می‏شود به بیان افکار و احساسات خود می‏پرداخته‏اند. لاله در شبهای مهتابی به صورت دسته‏جمعی خوانده می‏شود. روش اجرای مراسم لاله بوقوردان لاله (صدایی که از گلو خارج می‏شود) و حممل لاله (صدایی که با حرکات تمامی بدن همراه است). در آغاز عبارت (لاله لاله جانا لاله) مرسوم است. از مشهورترین لاله‏ها (چونقیر قوی) است که سرنوشت دختری را بیان می‏کند که او اجبارا عروس دیار غریبه شده است. بیت اول این سروده چنین است:

«اگر به چاه عمیقی سنگ بیاندازی گم می‏شود مادرجان، اگر هم به جای دور دختر بدهی گم می‏شود مادر جان».

غیر از لاله‏ها که در طول ادوار موضوع مفاهیم آن تغییر یافته، هودی نقش در بیان عواطف قشر زنان ترکمن داشته است و منبع غنی برای شناسایی فولکور ترکمن بشمار می‏رود، زمزمه‏های مادران به نام (هودی) نمونه‏ای از آثار فرهنگی زبان ترکمنی است که بر بالین فرزند خود می‏خوانند.

اسطوره‏ها در فرهنگ ترکمن

در بین ترکمنها اسطوره‏ها نقش مهمی دارد. از مشهورترین اسطوره ترکان ارگنه‏گون داستان گم شدن قوم در کوههای ارگنه‏گون و بازگشت موفقیت‏آمیز به سرزمین پدری است. یکی دیگر از افسانه‏های قدیمی ترکمن داستان پیدایش اقوام یموت، تکه و گوگلان است. مطابق این داستان نیای بزرگ ترکمنها سه زن داشت که در ایام حاملگی هر کدام از زنها از شوهر شکارچی خود تقاضای گوشتی را می‏کنند. شوهر برای زن اول قوچ کوهی را شکار می‏کند و می‏آورد. برای زن دومش شکاری پیدا نکرده و در نتیجه گرگی را شکار کرده و جگر آن را برای زنش می‏آورد. برای زن سومش گوسفندی آبی‏رنگ و لنگان را شکار می‏کند. هنگام تولد پسران، زنان برای آنها از شوهر خود تقاضای اسم می‏کنند. شوهر برای پسر اول نام «تکه» (به قوچ کوهی در ترکمن تکه گفته می‏شود)، فرزند دوم «یموت» و برای فرزند سوم نام «گوگلان» آبی لنگ را انتخاب می‏کند. بنابراین گفته می‏شود نسل تکه‏ها مردمانی با فکر و هنرمند، نسل یموت مردمانی مثل گرگ شجاع و دلیر و نسل گوگلان عاشق و شاعر خواهند شد.

پوشش ترکمنها

لباس ملی ترکمنها جذابیت خاصی دارد. لباس ابریشمی و دوخت و دوزهای زیبا مخصوصا پوشش زنان ترکمن هنوز یادآور زندگی کهن ترکمنها به شمار می‏رود، لباس

ترکمنی به وسیله دستگاه «چتاراب» به عمل آمده و با رنگهای طبیعی پوست انار، گیاهان رنگزا، رنگ‏آمیزی می‏شود.

پوشش زنان ترکمن

لباس زنان ترکمن سرشار از تنوع و زیبایی است و برای هر دوره سنی نوع پوشش متفاوت است. کلاهی که دختران ترکمن بر سر می‏گذارند، بوریک، تاسرگ، تاخیه نامیده می‏شود. روی این کلاه که به صورت گرد و دارای برجستگی می‏باشد، با پولک و قوبلک‏های نقره‏ای تزیین می‏دهند. دختران موهای خود را به صورت چهار رشته بافته، دو رشته از جلو و دو رشته به عقب می‏دهند. موها را با آویزهایی از جنس طلا و نقره به نام «ساچ باغ» (موبند) می‏آرایند. در نوک و تابَکهای لوله‏ای شکل به هنگام نامزد شدن پر پرنده‏ای به نام «ارتاغه» قرار می‏دهند، به این دختر اوتاغه لی‏قیز می‏گویند.

سینه‏ریز درشتی بر گردن می‏آویزند به نام «بقو» و بر یقه پیراهن گل سینه می‏آویزند. شلوار زنانه (بالاق) دارای نقوش زیبا و قدیمی است که در انتهای پاچه شلوار سوزن‏دوزی می‏شود. نقوش آن که به نام «ایق اورنی» گفته می‏شود، متنوع است.

دویه کله (سر شتر)، سگررمه چویچه (نقش جوجه)، واخ ارمان، ایکی حورمان و علاوه بر آن نقوش قوش قانات، قویماق، تکه نقش، موی نقش، بوستانی نیز کاربرد دارد.

پیراهن زنان سه قسمت دارد. آستین (نیگ)، پهلو (یان)، دامن (آشری). دختران ترکمن از کمربندهایی به نام «هونجی قوشاق» استفاده می‏کنند. کفش آنان به نام گل میخ لی و قرمه کوش توسط کفاشهای محلی و هنرمندان دوخته می‏شود. تاج عروس به نام آلین دانگی از نی‏های بسیار باریک شبیه به جارو بافته شده و دور آن را با پارچه می‏دوزند و زیور پیشانی (آلین شای) را بدان وصل می‏کنند. فلسفه این نوع کلاههای بلند زنان را باید در رمز و راز روزهای نبرد و جنگ جستجو کرد. زیور پیشانی به نامهای گوناگونی از قبیل «ایگمه»، «اوریما» و «آلین شای» است.

دختران برای دوران عروسی نیم‏تنه مخصوصی به نام (چاووت) دارند که پر از سوزن‏دوزی و آویزهایی از سکه و پولکهای نقره‏ای است. روسری نسبتا ضخیم آنان با سوزن‏دوزی به نام (کورته ـ کورتکین) است.

به تدریج که زن ترکمن به سنین میانه پا می‏نهد از بلندی (تاج عروس) کاسته می‏شود، (هر سال به اندازه دو انگشت) و در این زنان نام (تبرک) دارد. پیشانی‏بند زنان رنگ سیاه می‏گیرد که این رنگ نشانه کارکشتگی و کسب تجربه است. بر خلاف زنان جوان که رنگ قرمز به نشانه شادابی، رنگ پیشانی‏بند آنان است و در مرحله پیری زنان پیر ترکمن، پیشانی‏بند سفید به نشانه آنکه نوه دختری را عروس کرده و برای نوه پسری‏اش نیز عروس گرفته است.

   لینک مطلب


ترکمن یادآور اسب و موسیقی و عشق

جولای 29, 2009

turkmen ترکمن turkman

س- لطفا تاریخچه موسیقی ترکمن را به اختصار توضیح دهید.

درباره تاريخچه موسيقي تركمن طبق روايات بوجود آورنده دوتار ، تيمارگر اسب حضرت علي بابا قنبر بوده است. طبق روايت ديگر پيدايش دوتار را مرتبط با تمدن يونان  قديم  مي دانند و حتي بر طبق روايات ديگرمرتبط با اشخاصي مثل عاشق آيدئنگ مي دانند. اما آنچه مسلم است آلت موسيقي قومي بي ربط با پيدايش آن قوم نيست براين اساس پيدايش قوم تركمن و بطوركلي اقوام ترك مي تواند مستندتر باشد. در تاريخ ، پيدايش قوم تركمن مصادف با قرن دهم است. اما هر چه بيشتر در اين باره تحقيق نماييم در نهايت به تاريخ سومريان برخورد مي كنيم. چون هر چند در سنگ نوشته هاي اورهون و برخي منابع چين باستان به وجود تركمن پي مي بريم ولي سنگ نوشته هاي سومريان ما را به تاريخي حدود 6 تا 7 هزارسال قبل مي رساند. زيرا با توجه به سنگ نوشته ي سومري كه بيلگه خان به عنوان فرمانرواي تركمن دستور نوشتن آن را داده اما با توجه به آثار باستاني مشابه با آثار باستاني سومري كه در تركمنستان پيدا شده ، قدمتي يك تا دو هزار سال بيشتر دارد. بر اين اساس و با وجود نزديكي فراوان زبان و كلمات تركمني با زبان سومري و وجود تشابهات بسيارنزديك اسامي شهر هاي سومري با شهرها يا روستاهاي تركمن و يا كلمات تركمني دارند مي توان پي برد كه تركمنان اوليه ، همان سومريان بوده اند كه براي اولين بار در دنيا خط ميخي را به وجود آورده و ادبيات و فرهنگ خود را مكتوب نمودند و حتي تمدن مصر و شوش و ايلام با منقرض نمودن سومريان تمدن و خط سومريان را به خود منتقل و بر اساس تمدن سومري تمدن خود را بنا نهاده اند . براي مثال شهري در سومريان گاور تپه نام داشته كه شهري با نام گاورس در تركمنستان وجود دارد ، يا اينكه سومريان خود را با نام ((كينگير)) مي ناميده اند كه روستايي در شمال غربي شهرستان كلاله با نام ((كونگّور)) يا براي بهتر خوانده شدن كنگّور كه روستايي كاملاً تركمن است وجود دارد و يا نام مرو يك كلمه سومري است به معني رود گاو ، مشتق شده از كلمات مار به معني گاو نه آن مار كه اسم حيوان خطرناك است و ئي به معني رود كه تلفظ نام شهر مرو كه در تركمني به صورت ماري مي باشد و يا مثالهاي ديگري نيز در اين باره وجود دارد كه براي امتناع از طولاني شدن مطلب صرف نظر مي نماييم .

اما آنطور كه مشخص است دوتار در ميان اقوام ترك ، سازي مشترك است . زيرا قازاق ها به ساز خودشان ((دومبرا)) مي گويند كه شبيه دوتار تركمن است كه نام ديگر دوتار تركمن ((تامدئرا)) مي باشد و يا اقوام ديگري مثل ازبك ها و قاراقالپاق ها سازي مشابه دوتار دارند و حتي تركان عثماني كه بوجود آورنده امپراطوري عثماني ، تركمنان آسياي صغير مي باشند معتقدند كه دوتار نمونه ي اوليه ساز آنهاست كه باغلاما و قوپوز نام دارد .

آن چيزي كه دوتار تركمن را از ساير مشابه هاي خود متمايز مي سازد صرف نظر از شكل ظاهري و صداي آن ، نوع موسيقي تركمن است كه حتي پرده هشتم دوتار كه پرده ي تركمن نام دارد نشانگر آن است كه اين پرده در اقوام ديگر نبوده و آن پرده براي بار اول تركمن بكار برده و با اين نام نام گذاري گرديده است . قوم تركمن در 200-300 سال اخير بسيار مظلوم واقع شده و از طرف همسايگان مختلف بطور مداوم مورد هجوم قرار گرفته است و تركمن با شرايط زماني و موقيعت جغرافيايي به هر طريق از خود و خاك خود بالاجبار دفاع نموده ولي با آنكه گذشته بسيار درخشان فرهنگي و ادبي داشته ، آثار مكتوب نياكان او را تحت آن شرايط از او گرفته اند و به نسلهاي كنوني آثار مكتوب بسيار اندكي به ارث رسيده است . براي مثال در يكي از حملات همه ي كتابهاي مختومقلي شاعر بزرگ تركمن را در آتش سوزانده اند.

آيين هاي موسيقي در مقاطع مختلف تركمن از تولد تا مرگ به چشم مي خورد

ادامه‌ی این ورودی را بخوانید »