قالی ترکمن

دسامبر 8, 2009

turkmen ترکمن turkman

خیلی پیشترها یعنی در حدود سال 580 هجری شمسی مارکوپولو، جهانگرد معروف ایتالیایی، قالی ترکمن را تحسین کرده بود. فرش ترکمن در همان سالها و پس از آن، بهترین فرش آسیای مرکزی بوده است.

تمام فرشهای ترکمن از زیبایی و تنوع رنگ برخوردار می باشند. رنگ سرخ و سرخ تیره، سبز غلیظ و سنگین، زرد سنگین، رنگ نارنجی، رنگ سفید و رنگهای سورمه ای بیشتر از رنگهای دیگر در آنها به کار می رود.

معمولاً زمینه قالی و قالیچه به رنگ قرمز است که روشنایی آن حالت زنده تر و برجسته تری به نقشها می دهد.

قالیچه و قالیهای ترکمنی یا ترکیبی است از نخ و پشم که تار آن از نخ و پود آن از پشم است و یا پشم اندر پشم که تار و پود آن هر دو از پشم است و یا ابریشم و پشم که تار آن از ابریشم است و پود آن از پشم و یا ابریشم خالص که تار و پود آن هر دو از ابریشم است.

این تابلوهای پشم و ابریشم مدت زمان زیادی در مقابل تجاوزات تجاری غرب مقاوم بوده اند.

هنر قالی بافی در ترکمن صحرا تنها به دست زنان انجام می شود. این هنر از مادر به دختر منتقل می شود و به مثابه ثروتی در دست زنان و دختران است. البته هنر زن ترکمن تنها قالی بافی نیست بلکه نمدمالی، سوزن دوزی، خورجین و گلیم بافی، از جمله هنرهای زن ترکمن است.

از میان این هنرها، قالی بافی در اقتصاد خانواده نقش مهمتری دارد. به همین دلیل در بیشتر خانه ها یا آلاچیق ترکمنها یک دستگاه قالی بافی دیده می شود که زنان یا دختران خانواده بر روی آن به قالی بافی مشغولند. به این ترتیب زنان هنرمند ترکمنی در نتیجه مساعی و مهارت و استعداد هنری شان نقش بسیار بارز و گسترده ای در اقتصاد خانواده خود دارند و در حقیقت به طور گسترده و فزاینده ای به درآمد خانوار خود می افزایند.

نخی که برای تار قالی مصرف می شود از شهر خریداری می شود اما پشم قالی را که گره های قالی را با آن می بافند، خود از پشم گوسفند می چینند.

آنان پشم را در ابتدا شسته و بعد از خشک کردن با شانه پایه دار شانه می کنند. پشم شانه شده را با دوک ساده ای می ریسند.

معمولاً زنان مسن به ریسیدن و تابیدن و گاهی رنگ آمیزی پشم می پردازند و دختران کوچک و دختران و زنان جوان که چشمانی حساس و انگشتانی ظریف و باریک دارند به بافتن قالی مشغول می شوند.

آنها فرش و نقشه های قالی و قالیچه هایشان را پیش از بافتن بر روی کاغذ ترسیم می نمایند اما در ضمن بافندگی محل شروع و انجام هر نقشی را در زمینه قالیچه می دانند و با مهارت بکار می بندند.

این بافندگان، فرشهای خود را بر مبنای سنتهای فامیلی شان، بر مبنای تصورات ذهنیشان و بر مبنای نقش و نگارهای مشخصه قبیله شان می بافند و این خلاقیتها با ارتباط مستقیمی که با تاریخ ایلی دارد یکی از ویژگیهای قالیهای ایلی و بخصوص قالیهای ترکمنی است که به آن حالت و زیبایی و جلوه خاصی بخشیده است.

لینک منبع


گلدوزي مصور تركمن از زمان سكاها رايج بوده است‌

نوامبر 23, 2009

turkmen ترکمن turkman

گلدوزي مصور تركمن از زمان سكاها رايج و دوره اوج اين هنر در دوران افشاريه و زنديه و به خصوص دوره قاجاريه بوده است.

به گزارش خبرگزاري فارس ایران به نقل از روابط عمومي سازمان ميراث فرهنگي، صنايع دستي و گردشگري استان گلستان، سوزن‌دوزي تركمن كه بدان سياه‌دوزي نيز اطلاق مي‌شود، در گذشته كاربرد فراواني داشته است و در جامعه سنتي تركمن براي تزيين لباس‌هاي مردان، زنان و كودكان و هم چنين پرده‌ها نيز استفاده مي‌شد اما امروز عمدتا در لباس زنان ديده مي‌شود.
يك كارشناس صنايع دستي سازمان ميراث فرهنگي، صنايع دستي و گردشگري استان گلستان گفت: نوع دوخت آن زنجيره فشرده و بسيار ريز است كه در تركمني به آن سانجيم مي‌گويند و بيشتر از نقوش هندسي و قرينه به صورت ذهني بهره مي‌گيرند.
مريم منصوري افزود: اين هنر تاريخچه‌اي كهن در تاريخ سرزمين كشورمان دارد، گلدوزي مصور تركمن از زمان سكاها رايج بوده و در ديگر دوره‌ها بهمراه ساير دوخت و دوزها از رواج كامل برخوردار بوده است دوره اوج اين هنر را در دوران افشاريه و زنديه و به خصوص قاجاريه بايد دانست و آثار باقيمانده از اين دوران خود گواه اين مدعاست.
به گفته وي، آن چه كه معلوم است اين كه تركمن‌ها از قديم الايام به تهيه ابريشم كه به عنوان ماده اصلي سوزن‌دوزي تلقي مي‌شود پرداخته و دختران و زنان لباس‌هاي خود را با نخ‌هاي ابريشمين كه با رنگ‌هاي طبيعي رنگرزي مي‌شد، سوزن‌دوزي مي‌كرده‌اند و اين امر از نغمه‌هاي زنان تركمن و در ادبيات شفاهي آن به وضوح مشخص است.
وي همچنين در مورد مواد اوليه سوزن‌دوزي تركمن نيز خاطرنشان كرد: مواد اوليه مورد مصرف در سوزن‌دوزي شامل نخ و پارچه است، نخ‌ها انواع مختلفي داشته از جمله نخ‌هاي طبيعي چون ابريشمي و پنبه‌اي و نخ‌هاي مصنوعي اكريليك و … براي پارچه نيز از انواع ابريشمي و پشمي استفاده مي‌شود.
منصوري يادآور مي‌شود: پارچه‌هاي ابريشمي براي تهيه چرپِه روپوش كوتاه زنان، كورته روپوش بلند زنان، چاكمن روپوش مردانه و پارچه‌هاي پشمي براي دوخت چابيت كت استفاده مي‌شود.
اين كارشناس صنايع دستي سازمان ميراث فرهنگي، صنايع دستي و گردشگري گلستان در عين حال ابزارهاي خاص اين رشته را نام برد و اضافه كرد: ابزارهايي كه در رشته سوزن‌دوزي تركمن از آن بهره مي‌جويند عبارت است از سوزن كرول كه خاص گلدوزي است، انگشتانه و قيچي، قيچي انواع مختلف داشته كه شمال قيچي زيگزاگ، قيچي برش و قيچي خاص گلدوزي است.
وي به توضيح مراحل توليد سوزن دوزي تركمن پرداخت: ابتدا لايه‌بندي و شياردوزي پارچه كه براي ثابت نگه داشتن پارچه و سوزن‌دوزي صورت مي‌گيرد، سپس تاباندن نخ ابريشم براي استحكام بخشي نخ كه به تعداد دو يا سه يا پنج‌لا با هم تاب مي‌دهند، بعد از آن، سيم‌كشي براي تعيين محدوده اصلي كادر براي پياده كردن طرح انجام مي‌گيرد.
به گفته منصوري، سياه‌دوزي مرحله بعدي در سوزن‌دوزي تركمن است كه فضاي طرح را با دوخت زنجيره و نخ ابريشمي مشكي مشخص مي‌كنند.
وي از ديگر مسائل مربوط به سوزن‌دوزي تركمن، نقوشي كه در اين نوع سوزن‌دوزي به كار مي‌رود، گفت: نقوش مذكور عمدتا اشكال ساده شده عناصري است كه در محيط اطراف هنرمند وجود دارد هم چون گلِ نقش، ساري ايچيان عقرب زرد، قوش قانات بال پرنده، دؤرت گؤز چهارچشم، قويموق، بورمه چيگين بورمه، قوچاق كچه نقش، تيرانا بورون، چاقماق، باغ نقش، بستاني، شلپه نقش و … كه در گذشته پرده‌ها نيز بدين شكل تزئين مي‌شده‌اند.
اين كارشناس صنايع دستي سازمان ميراث فرهنگي، صنايع دستي و گردشگري گلستان خاطرنشان كرد: اين نوع دوخت در مناطق تركمن‌نشين از جمله گنبدكاووس، بندرتركمن، گميشان، آق‌قلا، كلاله و … انجام مي‌شود.
وي با بيان اينكه كاربرد سوزن‌دوزي تركمن عمدتا در لباس زنان، مردان و كودكان به‌كار مي‌رود، اضافه كرد: مهم‌ترين فرآورده‌هاي سوزن‌دوزي تركمن يقه، سرآستين لباس، شلوار زنان بالاق، كلاه آلين دانگي يا حلقه‌اي براي سر زنان، بوءروك عرقچين، چابيت بالاپوش زنانه، بقچه، كوينه پيراهن زنانه، كورته بشمار مي‌رود.
منصوري گفت: زنان و دختران تركمن از ديرباز تاكنون به امر سوزن‌دوزي پرداخته‌اند كه تعدادي از آنان در اين منطقه صاحب نام شده‌اند كه شامل سوناگل داش آيق فروز، اجو قرنجيك و … است.
وي ضمن اشاره به مشكلات و معضلات گريبانگير اين رشته صنايع دستي اضافه كرد: در تركمن‌صحرا سوزن‌دوزي اصولا فعاليتي خانگي و صددرصد زنانه است كه بيشتر با بازار داخلي و به ويژه بازارهاي خارجي ارتباط چنداني نداشته و يكي از معضلات هنرمندان اين رشته، عدم شناخت آنها از سليقه امروز بازارهاي هدف داخلي و خارجي و عدم برقراري ارتباط بين هنرمند، بازار و بازرگان است كه طبعا تاثير مستقيمي بر ميزان فروش و توليد سالانه آنها دارد.
كارشناس صنايع دستي سازمان ميراث فرهنگي، صنايع دستي و گردشگري استان گلستان پيرامون فرصت‌هاي اين رشته گفت: از موارد قابل توجه در راستاي حفظ بازار فروش مي‌توان به ويژگي‌هاي اين رشته هم چون وابسته نبودن به فناوري‌هاي نوين و گران‌قيمت و آساني ايجاد كارگاه در مناطق شهري و روستايي نام برد.
وي اضافه كرد: علاوه بر آن، ايجاد مصارف كاربردهاي متناسب با زندگي مدرن به عنوان نمونه تزئين روميزي، كوسن، كلاهك آباژور، مانتو، روتختي با سوزن‌دوزي تركمن كه موارد مصرف فوق موجبات فروش و ايجاد بازارهاي هدف داخلي و خارجي صادرات به صورت چمداني را براي هنرمندان منطقه فراهم مي‌كنند.


زين‌سازي تركمن ‌ثبت ملي مي‌شود

اکتبر 21, 2009

turkmen ترکمن turkman

 
معاون صنايع دستي‌ سازمان ميراث فرهنگي، صنايع دستي و گردشگري گلستان گفت: زين‌سازي تركمن در فهرست ميراث‌هاي معنوي كشور به ثبت مي‌رسد.‌
به گزارش خبرگزاري فارس از گرگان به نقل از روابط عمومي سازمان ميراث فرهنگي، صنايع دستي و گردشگري گلستان، انوشيروان گرايلي افزود: با توجه به اين كه صنايع دستي گزارشگر صنعت و هنر نياكان و بيانگر هنر و ذوق مردم هر كشور است مي‌توان آن را جلوه گاه آفرينش هنري مردم يك مرز و بوم و ذوق و سليقه معاصران دانست و اثرات آن را در زندگي روزمره و حيات اقتصادي و اجتماعي و فرهنگي يك كشور باز يافت.
به گفته وي، صنايع دستي گزارشي از هويت افراد و در مجموع هويت يك قوم و قبيله و در نهايت يك ملت است كه گذشته تاريخي آن را بيان كرده و حلقه واسط و رابط بين هويت گذشته و هويت كنوني اقوام است.
گرايلي افزود: صنايع دستي سفيران فرهنگي يك قوم و قبيله بوده كه هيچ گاه از گزارش پيام خود دست نمي‌كشد.
وي با اشاره به اينكه بحث ميراث معنوي از جمله مباحث جديد در سطح جهان و ايران است، يادآورشد: استان گلستان داراي تمدني طولاني است بدين جهت ذخاير و مواريث گرانبهايي نظير ميراث معنوي در اين استان به جاي مانده است كه يكي از مواريث اين منطقه هنر صنعت زين‌سازي تركمن است.
وي يادآور شد: در مطالعه تاريخچه تركمن، اسب و اسب دواني از جمله توانمندي‌هاي ريشه‌دار در بين اين قوم است و دقيقا نمي‌توان تاريخي براي ساخت زين تعيين كرد چرا كه از زماني كه تركمن وجود داشته اسب و زين‌سازي و ساير متعلقات آن نيز وجود داشته هرچند اين رشته در زمره رشته‌هاي در حال منسوخ شدن است.
گرايلي تاكيد كرد: اين هنر صنعت در گذشته به دليل وجود سواركاران تركمن و ساخت زين به وسيله دستان هنرمند آنان بسيار رونق داشته ولي متاسفانه در حال حاضر به دليل ماشيني شدن و استقبال كمتر از اسب‌دواني در حال كمرنگ شدن است.
معاون صنايع دستي و هنرهاي سنتي سازمان ميراث فرهنگي، صنايع دستي و گردشگري استان گلستان افزود: هم‌اكنون فقط يك هنرمند در شهرستان گنبدكاووس و روستاي قورفجه مشغول به كار است.
وي با اشاره به اينكه با رونق و گسترش زين‌سازي مي‌توان از اين صنعت به عنوان يك قابليت فرهنگي و يك جاذبه اقتصادي در توسعه گردشگري براي جذب گردشگران بهره‌برداري كرد، تاكيد كرد: به موازات ثبت زين‌سازي، با برگزاري نمايشگاه‌ها به صورت فصلي و دائمي بر حسب كانون‌هاي توسعه به همراه مراحل تهيه و توليد و معرفي كانون‌هاي توليد اين هنر راهي در جهت شناساندن اين صنعت در سطح ناحيه‌اي، استاني و ملي و گامي در جهت توسعه اين صنعت برداريم.
وي در همين زمينه اضافه كرد: زين با گذشت زمان جريان‌ها و دگرگوني‌ها عمده دستخوش تغييرات و دگرگوني شد، در صورتي كه به عنوان يك عامل هويت‌سازقوم تركمن بايد در قالب ميراث معنوي زنده مانده و سپس به زيبايي و زيباشناسي اثر از جنبه تاريخي و فرهنگي توجه داشت و در آن حيطه كنكاش و شناسايي كرد.
وي يادآور شد: در مرحله بعدي پژوهش از گذشته مردم اين قوم انجام گيرد و همچنين بايد براي حفظ وضع موجود حداكثر تلاش را داشت و با مشاركت اجتماعي قوم تركمن جهت حفظ و حراست و اعتلا بخشيدن به آن از طريق فراهم كردن شرايط اين مشاركت اقداماتي را به انجام رساند.
وي خاطرنشان كرد: با توجه به تركيب فرهنگي موجود در قوم تركمن و خرده فرهنگ‌هايي كه در اين قوم رواج دارد و تمام مواردي كه مانند معتقدات با هنرها، صنايع، فنون، اخلاق، قوانين، سنن و تمامي عادات و رفتار كه به نوعي تعريف كننده فرهنگ مي‌باشد مي‌توان به عنوان جذب كننده گردشگران بهره‌برداري كرد.
مسوول توسعه و ترويج معاونت صنايع دستي و هنرهاي سنتي سازمان ميراث فرهنگي، صنايع دستي و گردشگري گلستان نيز گفت: زين در زبان تركمني به پالانچا يا قامش معروف بوده و وسيله ايست از جنس چرم (چوب يا آهن) كه در هنگام سواري بر پشت اسب مي‌بندند.
مريم حاجي‌ابراهيمي افزود: ساخت زين در اقوام مختلف روش‌هاي خاص خود را دارا است اين رشته جزء رشته‌هاي اصلي قوم تركمن بوده كه سال‌هاست به فراموشي سپرده شده و سوار كاران از زين‌هاي صنعتي و كارخانه اي استفاده مي‌كنند هم اكنون كاربرد زين با تكنيك قديمي در سواركاري و اسب‌دواني ديگر رواج ندارد شايد بتوان علت منسوخ شدن آن را عدم استفاده از زين قديمي در اين دوره دانست.
به گفته وي، با بررسي اقتصادي در طي مراحل توليد مي‌توان متوجه شد كه در ساخت زين افراد زيادي به امر تدارك و تامين مواد اوليه و تهيه و توليد آن مي‌توانند مشغول باشند.
وي ادامه داد: همچنين از آن جايي كه كارگاه‌هاي توليد صنايع دستي بدون نياز به فضاي گسترده و ابزار پيچيده با امكانات كم و در زماني كوتاه به مرحله توليد مي‌رسد سرعت بازدهي صنايع دستي بيشتر از ساير طرح‌هاي توليدي است.
وي خاطرنشان كرد: نياز به نيروي انساني متخصص و تحصيل‌كرده در صنايع دستي نسبت به ساير صنعت‌ها كمتر است با اين اوصاف علاوه بر اين كه رونق چنين كارگاه‌هايي به اقتصاد جامعه كمك مي‌كند، براي راه‌اندازي به سرمايه زياد نياز ندارد و تمامي مواد اوليه مصرفي را مي‌توان از منابع داخلي تهيه كرد.


درباره فرش ترکمن

جولای 27, 2009

turkmen ترکمن turkman

ترکمن های ایران در منطقه ترکمن صحرا واقع در مرز شمالی ایران و جمهوری ترکمنستان و همچنین در قسمت شمال شرقی خراسان زندگی می کنند. اغلب ترکمنهای ایران را طوایف یموت، گوکلان، سالیر و همچنین ساریق و تکه تشکیل می دهند.
مردم ترکمن اگر چه اصالت خود را حفظ کرده اند، سنتهای فراوانی را چه در جنگهای قبیله یی، چه در جنگ با همسایگان و چه تحت تأثیر فرهنگ های مسلط همسایگان از دست داده اند، به طوری که پیگیری تاریخ آنان کار آسانی نیست.
این قوم بیش از هر کالایی به فرش های خود علاقمند بوده و آنها را به شکل ها و اندازه های گوناگون می بافته اند تا نیازهای متنوع زندگی کوچ نشینی و نیمه کوچ نشینی را برآورد، نمادهای آن نوع زندگی را یادآوری کند و مایه ی شادی زندگی کوچ نشینی باشد.
بنیاد اقتصادی زندگی اغلب ترکمن ها، مثل همه ی عشایر، دامداری است. با وجود این، اوضاع جغرافیایی و سیاسی گاه امکانات بهتری مثل کشاورزی را فراهم می آورد.
زنان عشایر و از جمله ترکمن ها در انواع بافته ها چنان کاردان و مسلط بودند که با ساده ترین ابزارها مجموعه ی متنوع و شگفت انگیزی را ایجاد می کردند که گاه، به ویژه هنگام عروسی، بر روی شتر و اسب به نمایش گذاشته می شد. در عین حال، همین فرش ها، هر اندازه با دقت و زیبا بافته شده بود، زیر دست و پا و در زندگی گذرا و ناپایدار و در عین حال پر غرور و حادثه ی ترکمن ها از بین می رفت. به همین دلیل، تنها نمونه هایی باقی مانده است که یا پیشامد یا دست بیگانه یی که با اعجاب و تحسین به سوی آنها رفته، انواع قابل توجهی را از گزند روزگار نگه داشته است. کهنه ترین این نمونه ها از قرن دوازدهم هجری (هیجدهم میلادی) عقب تر نمی رود، و به همین دلیل، تاریخ قالی ترکمن اساساً روشن نیست.
از میان قبایل مختلفی که قالیبافی در آنها رواج داشته است (در قرون گذشته) فقط نام سه قبیله کهنه به جای مانده که از قالیبافی آن سختن رفته است: سالور، چدر (جولدر، دولدر) و ایمدلی (ایمور، المور).
كهنه ترين و عمده ترين قالیهای ترکمن از قرن نوزدهم میلادی، باقی مانده است. در عین حال که بافت قالی در بین برخی از قبایل ترکمن تأیید نشده است، چندین قبیله که قدیمتر، بزرگتر و نیرومند تر از همه هستند قالی می بافته اند.
ایلهای بزرگی چون سالور، تکه (که منشعب از ایل سالور است) ساریک، یموت و ارساری و چدر از قدیمترین ایلاتی بوده اند که قالیبافی در آنها رواج داشته است و هر کدام از آنها نقوش مربوط به قبیله خود (توتم) داشته اند.
تاریخ قالی ترکمن انعکاسی از تاریخ این قوم است. همچنان که در مورد تاریخ هیچ قبیله یی نمی توان با اطمینان سخن گفت، بیان تاریخ قالی ترکمن نیز خالی از اشکال نیست الگوی کلی قالی ترکمن نشان از تحولات شدید ندارد، زیرا به صورت نقش های تکراری باقی مانده است. این نقش ها در ایران بیش از ششصد سال سابقه دارند و در بسیاری از مینیاتورهای قرن هفتم هجری به بعد منعکس شده اند. از آنجا که کهن ترین قالی به دست آمده ی جهان نیز دارای نقش های تکراری است، باید پذیرفت که نقش های ترکمنی در یک مرحله ی ابتدایی باقی مانده اند.

ساختار

تار و پود قالیهای ترکمنی در بعضی از موارد از پشم است و آنها از پشم گوسفندان خود برای بافتن چنین فرشهایی استفاده می کنند. قالی ترکمن را زنان بر روی دار افقی و در درون چادر می افند، در نتیجه بافت قطعات کوچکتر، رواج دارد. علاوه بر قالی، انواع دیگری از بافته های فرش و گلیم گونه نیز که عمدتاً کاربرد ویژه ای دارند در مناطق ترکمن نشین تولید می گردد که از آن جمله می توان به خورجین، آلمالیق و اجاق باشی اشاره کرد

امروزه ترکمنها، بیشتر به بافت پشتی قارچین مشغولند و تقریباً انواع دیگر بافته ها را به فراموشی سپرده اند و اغلب به بافت یک نوع قالیچه مشغولند. گاهی برخی بافنده ها از سر تفنن کیفهایی هم برای خانمها می بافند. امروزه پلاس یا گلیم خیلی کم بافته شده و اجاق باشی یا آلمالیق دیگر بافته نمی شود

بهترین بافته های قالی ترکمن مربوط به “ایل تکه” است. تعداد بافته های ایل تکه کمتر از بافته های دو طایفه یموت است، آتابای در کیفیت بافندگی سپس از تکه قرار دارد و بیشترین حجم قالی را تولید می کند. جعفربای سپس از آتابای قرار دارد و تولید آنهم کمتر است

نوع گره قالیهای ترکمنی هم ترکی و هم فارسی است. ایل تکه بیشتر از گره ترکی استفاده می کند ولی در سایر مناطق گره فارسی هم استفاده میشود

شیرازه متصل در قالیهای ترکمنی به کار می رود و گلیم بافی فرشهای آنها از نوع فارسی است. بیشتر قالیهای ترکمن از نوع درشت باف هستند ولی در ایل تکه که بیشتر از ابریشم استفاده می کنند، ریز بافی تا حد رجشمار 40 و 50 دیده می شود. مهمترین ویژگی فنی بافت قالی آنها تک بوده بودن قالی آنها است (تک پود نازک) که به همراه قالیچه های بلوچ از بارزترین نمونه های این شیوه در این زمان هستند

به طور کلی می توان گفت فرش های ترکمن تخت باف هستند

 طرحهای رایج

نقشه های ترکمنی اصیل همه تکراری هستند، یعنی از تکرار یک یا چند نقشمایه شکلمی گیرند. “جان تامپسن” ویژگی نقوش قالی ترکمن را اینگونه توصیف می کند:
ویژگی بافت ترکمن “گل” است. هر کسی روزگاری عملاً دراین اندیشه رفته است که این نقش های دقیق چه معنایی دارد. اغلب نظریه ها می گویند که نقش های قالی ترکمن نشانه چیزی است، از جمله نظام آبیاری و مزارع، چادرهای یک اردو، و انواع گل. اندیشه ی دیگر این است که نقش های ترکمن از طرح های در هم رفته و رایج دوره ی تیموری گرفته شده است. این نظریه مبتنی بر شباهت گل های ترکمنی است با نقش های قالی هایی که در مینیاتورها تصویر شده است. متاسفانه شباهت فقط سطحی است ….
نقش های تمرکز یافته از جمله نیلوفر آبی، شقایق، ابر، موج و نمونه های دیگر رایج هنری از شرق به هنر آسیای مرکزی راه یافته اند. آنها را از قرن نهم هجری (پانزدهم میلادی) در قالی ترکمن واز قرن دهم هجری (شانزدهم میلادی) در قالی های ایرانی می توان دنبال کرد….
به عقیده او ترکمنها نقشها را متمرکز (درهم فشرده) می کرده اند. انزوای فرهنگی آنان را در حفظ طرحهای کهنه کمک کرده است. اگر نقشی در قالی قدیم ترک (عثمانی قدیم و ترکیه امروز) پیدا شود کلید کار است.
طبیعی است که تا همین حد اشکالات فراوانی بر این نظریه وارداست، به طوریکه می دانیم، “نیلوفر آبی” یا لوتوس از کهن ترین زمانها در هنر ایرانی رایج بوده است و در آثار پس از اسلام نیز همیشه دیده است.
به عقیده “جان تامپسن” حلقه ابر نماد هر گونه حلقه، روزنه و امثال آن است. و رواج این نقش در قالی های ترک (آسیای صغیر) را به شکل گیری گل ترکمنی مربوط می داند. این حلقه ابر شناخته در ایران “میله بندی و در میان ترکمنها تمیر چین” (آهن چین) است و در نقش قالی بر مینیاتورهای قرن هشتم هجری دیده می شود.
جان تامپسن ترنج هشت گوشه قالی ترک در قرن دوازدهم هجری را منشأ گلهای ترکمنی می داند در حالی که تنها بخشی از ظاهر آنها به هم شباهت دارد. و نموداری نیز در این مورد ارائه داده است. (نمودار در صفحه بعد) مهمترین مسأله در این است که محققانی نظیر تامپس هیچ گاه به نام اصلی این گلها توجه نمی کنند.
در صورتی که گلی از حلقه ابر یا هر چیز دیگر گرفته شده باشد باید نشانی هر قدر هم کوچک وناچیز از آن سرچشمه در این گلها باشد، در حالی که حتی یک نمونه نمی توان یافت که آنرا بتوان به هنر چین یا آسیای مرکزی پیوند داد.
ترکمنها گلهای اصلی قالی خود را نامهایی داده اند که صورت مهمترین آنها و معنی نام آنها مسائل بسیاری را روشن می کند.
“و چه زیبا گفته است بوگولیوبرف محقق نامی فرش ترکمن”
در فرش ترکمنی، ما به یک منبع زیباشناختی از کار و تلاش گروهی بر می خوریم که طی نسلهای متوالی گرد آمده است. بهترین و زیباترین آنها حفظ شده و اگر خطری در کمین این باز مانده های گرانبهای زمانهای دور دست و کهنه باشد همانا، شرایط تمدن و تاراجگری زندگی کنونی ماست

 

مهم ترین گلهای قالی ترکمن چنین است

 

فیلپی گول

 

 چمچه

 

 کجبه

 

گولی گول

 

 دغا

 

سکیز کله

 سکیز قاپی

 

 

 

 چرخ پلک

 آینا؛ آینا گل

 

 

 

آت ایاقی

 

رنگبندی

 

فرش ترکمن، در دورانهای گذشته، تنها از رنگهای گیاهی و سنتی بهره می گرفته است، اما در فاصله ی دو جنگ بین الملل، رنگ های طبیعی که معروف ترین آنها روناس و قرمز دانه بود از بین رفت و رنگ های شیمیایی جای آنها را گرفت. از ره آورد این جنگها، از بین رفتن رنگ سرخ تیره ی (فلفلی) قدیم بود که به جای آن قرمز روناسی (آنیلین)، استفاده می شود.رنگ در فرش ترکمن محدود است. فرش ترکمن تنوع رنگ آمیزی فرشهای دیگر نقاط ایران را ندارد. سابقاً پنج رنگ (سفید، سیاه، سبز تیره، لاکی تیره، و لاکی متمایل به زرد در فرش ترکمنهای ایران به کار می رفت ولی هم اکنون با تلاش افرادی همچون نیاز جان نیازی این رنگها به عدد دوازده رسیده است تا فرش ترکمنی ایران بتواند گاهی در راه پیشرفت بگذارد. رنگهایی که او افزوده عبارتنداز: طوسی، دارچینی، عبایی، قهوه اییروشن، قهوه یی تیره، طلایی، نخودی و آبی آسمانی، زیتونی، سرمه یی، سبز، مشکی، لاکی

 رنگرزی

ترکمنها رنگها را از گیاهان مختلفی همچون روناس، برگ مو، پوست انار، پوست گردو، اسپرک به دست آورده و برای رنگ قرمز از قرمز دانه استفاده می کنند، رنگ سرمه ای نیز از نیل بدست می آید. امروزه، اگر بافنده ای بخواهد اصالت فرش ترکمنی را حفظ کند، از رنگرزی گیاهی استفاده می کند ولی با اینهمه در برخی رنگها، ناگزیر برخی مواد شیمیایی به کار می برد که جز این هم چاره ای نیست. “نقشهای قالی ترکمن با رنگرزی ثابت بافته نمی شوند بلکه تنوع محدودی دارند و این تنوع بیشتر تاریخی است تا جغرافیایی، مثلاً در بافته های قرن سیزدهم هجری ترکمنها، رنگ آبی ویژه یی (نیلی، کبود) به کار می رفته که در قرن چهاردهم متروک شده ولی هم اکنون به یاری هنرمندان از نو زنده شده است

آدرس مطلب

http://ghalikadeh.com/main/index.php?option=com_content&view=article&catid=13%3A-&id=15%3Api06&Itemid=25&lang=fa

 

 

 


انواع بوروک

جولای 5, 2009

turkmen ترکمن turkman

از بایراق

این نوع نان از نظر پخت شباهت زیادی به پیراشکی دارد و معمولا بیشتر در ماه رمضان پخته می شود. ترکمن ها بوروک را به تنهایی به عنوان یک وعده غذایی صرف می کنند. این نان خوشمزه و لذیذ انواعی دارد که در ادامه نحوه پخت هر یک از آنها را شرح می دهم.

1- گول بوروک (نوعي بوروک با گوشت)
2- بوروک اسفناج
3- قاتقلی بوروک
انواع بوروک
گول بوروک (نوعي بوروک با گوشت)
ادامه‌ی این ورودی را بخوانید »