آوریل 13, 2009
turkmen ترکمن turkman
گميشان يكي از نامدارترين شهرهايمان و گوهر يكدانه اي در پيكر آراسته ي صحراست . شهر با قداستي است كه ميراث دار فرهنگ و تمدن و سرچشمه ي علم ، معرفت ، عرفان ، ادب و هنر ، خاستگاه رادمردان ادب گستر و دانشمند پرور است و از نظر ديني و سياسي سر آمد بوده است
- خانم بي بي مريم شرعي ، داراي سابقهاي درخشان در عرصه ي مطالعات فرهنگي و اسلام شناسي است كه در زمينه ي ترجمه و تأْليف و پژوهش ، حضوري فعال داشته است . خانم شرعي همسر آقاي ملا عاشور قاضي مدرس سابق دانشگاه و مترجم رسمي قوه قضائيه در زبان آلماني هستند كه عمري را در راه خدمات فرهنگي سپري نموده اند و با شوق و علاقه مشغول تحقيقات هستند و آثارشان تجلي عيني اتحاد و وحدت ملي مي باشد .
سركارخانم بي بي مريم شرعي ابتدا بطور مختصر درباره خودتان بفرماييد . ادامهی این ورودی را بخوانید »
بیان دیدگاه » |
مصاحبه و گفتگو | برچسبها: ترکمن |
پیوند پایدار
ارسال شده توسط TURKMEN
مارس 2, 2009
turkmen ترکمن turkman
برای اولین بار از سایت ترکمن های جهان
نمای اصلی سایت آقای قلیچ پور

http://www.worldturkmen.com

من در سال 1342در خانواده اي كه رزق خود را با عرق جبين كارگري بدست مي آورد، گريان چشم به جهان گشودم .با ديدن برج رو به فلك كشيده قابوس آرزوي پرواز در دلم را به بلنداي آسمان داشتم. از شير پاك مادرم و با دسترنج پدرم در سن هفت سالگي پاي به مكتب گذاردم و در دوم ابتدايي به علت بيماري كه دچارش شدم از مدرسه رفتن باز ماندم.پس از گذشت يك سال با اراده اي قوي به درس خواندن ادامه دادم. اما گويي اينكه حوادث در كمين باشند در دوم راهنمايي بر اثر تصادف با تخت بيمارستان آشنا گشتم.به نظرم افكار و آرزوهاي جوانيم كمي متفاوت از همسالانم بود. نوشتن و سرودن و بجاي ماندن را دوست داشتم. هر چند بي برنامه مي نوشتم و پاره مي كردم و جرإت اينكه به كسي نشان دهم را نداشتم . وقفه اي در امر تحصيل درس پيش آمد . و بر حسب رسم زمانه براي آموختن علوم ديني و قرآني راه به حوزه يافتم و كمتر از يك سال سعادت حفظ قرآن كريم را يافتم . به هر حال روزگار سپري مي گشت كه اولين نوشته خود را در ماهنامه سلام بچه ها فرستادم كه با ديد منفي مسئولان ماهنامه به چاپ نرسيد . دومين نوشته را از از شبكه راديوئي جوان موج fm برنامه شبهاي سپيده توسط مجري برنامه آقاي دوستي خوانده شد و نيز در برنامه ضيافت اميد توسط مجري برنامه قطعه اي به نام دنياي يك نابينا خوانده شد و مرا برنده مسابقه اعلام كردند.ولي هديه شان به دستم نرسيد. و نيز در ماهنامه صحرا به چاپ رسيد . هميشه آرزوي تحصيل داشتم.
در سال 1380 عازم شيراز شدم و در انتشارات قلم مفيد مشغول به كار شدم.
در سال 1383 كتابهاي در گيسوي تو- عروس باهم به چاپ رسيد. و اشك لحظه ها در چهار جلد نامهاي اشك رؤيا ، اشك يك نويسنده و جدائي و كتاب افسانه در يك جلد و دايره المعارف رئوف در هفت جلد كه در آينده اي نه چندان دور به چاپ خواهد رسيد.
بیان دیدگاه » |
مصاحبه و گفتگو | برچسبها: ترکمن |
پیوند پایدار
ارسال شده توسط TURKMEN
فوریه 22, 2009
turkmen ترکمن turkman
از سایت تورکمن صحرا مدیا
سایت تورکمن صحرا مدیا به منظور معرفی و شناساندن هر چه بیشتر انجمن های فرهنگی ترکمن های مقیم خارج و تقویت معنوی فعالیت های فرهنگی و مدنی این تشکل ها، اقدام به گفتگویی با مسئول انجمن فرهنگی کلن کرده است. آقای احمد مرادی محقق و مترجم گرانقدر ما، این گفتگو را برای سایت تورکمن صحرا مدیا به عمل آورده است که در زیر متن این گفتگو از نظر شما می گذرد. برای شنیدن این گفتگو بر روی لینک زیر کلیک کنید
احمد مرادی: انجمن شما چه وقت و با چه هدفی تشکیل یافت؟
رجب مراد الیاسیان ـ انجمن فرهنگی ترکمن ـ کلن در ژوئن سال 1996 تشکیل شد.
هدف از تشکیل انجمن حفظ و بقای سنن و آداب ترکمن در محیطی دور از جامعه ترکمنها، در میان ترکمنهای خارج از کشور بویژه آلمان بود. از جانب دیگر ایجاد همبستگی و یکدلی و ایجاد روابط نزدیکتر و صمیمی تر در میان ترکمنها بطور عموم وبطور خاص حفظ و بیداری روح ملی ترکمن بود.
احمد مرادی: در طی این مدت، انجمن شما در چه عرصه هایی موفق بوده و با چه مشکلات و مسائلی روبرو بوده و میباشد؟
رجب مراد الیاسیان: ما هر ساله برنامه هایی بمناسبت بزرگداشت تولد مختومقلی ، نوروز و عید قربان از طرف انجمن برگزار می کنیم. در این برنامه ها دوستان بسیاری شرکت می کنند .ما در عرصه برگزاری کنسرتهای ترکمنی، بویژه زمانی که گروه کنسرت از ترکمنستان دعوت ما را پذیرفته و آمدند موفق بودیم. در این مراسم هم عده زیادی شرکت کردند. نا گفته نماند که دوستان از اجرای برنامه های هنری و فرهنگی هنرمندان ترکمن از ترکمن صحرا دعوت میشوند هم استقبال خوبی بعمل می آوردند. نمونه آن دعوت ما از آقای دکتر مجید تکه بمناسبت سالروز تولد مختومقلی در سال 2007 بود که حضار را با نواختن آهنگهای ترکمنی مسحور خویش ساخت. استقبال از این مراسم هم در سطحی عالی بود.
مشکلات ما عمدتا کمبود بنیه مالی، عدم همکاری بخشی از ترکمنهای خارج از کشور که شاید عدم درک و شاید هم کم بها دادن به فعالیتهای فرهنگی از دلایل آن باشد.
احمد مرادی: انجمنهای فرهنگی در طی سال با برگزاری مراسم مختلفی از تجلیل تولد ماغتئم قلی گرفته تا عید نوروز و عید قربان و غیره بسیار فعال بوده اند، اما در عرصه های دیگر همچون آموزش زبان ترکمنی بخصوص به کودکان و یا معرفی فرهنگ ترکمن به دیگران بویژه شهروندان کشور میزبان از طریق برگزاری نمایشگاههای مختلفی مثل نمایشگاه عکس، هنرها و صنایع دستی و یا بهنگام دعوت از هنرمندان ترکمن و تبلیغ آن در میان غیر ترکمنها آنطور که بنظر میرسد زیاد فعال نیستند، در این رابطه شما چه مشکلاتی داشته و جهت پیشرفت کارهایتان در این عرصه ها در آتیه چه برنامه هایی را در دستور دارید؟
رجب مراد الیاسیان: انجمن فرهنگی ترکمن ـ کلن کلاس زبان ترکمنی بمدت بیش از 4 سال برگزار کرد. در اینجا باید از زحمات بیدریغ آقای سبحان قلیچ تقانی تشکر نماییم. همچنین خانم گلجان زحمات فراوان و موفقی را در آموزش رقص های فولکلوریک داشتند.
در زمینه برگزاری نمایشگاه های عکس و معرفی ملت ترکمن به کشور میزبان کم کاری شده است و از جانبی دیگر کمبود امکانات ما را در حوزه عمل محدود می نماید. اما در زمینه معرفی و دادن شناخت به دیگر ملل نسبتا موفق بودیم. شاید بتوان گفت تا دو سه سال پیش انجمن فرهنگی ترکمن ـ کلن محور تجمع همه ملل ترک از جمله آذربایجانیها، ترکهای خراسان و دیگر ترکهای ایران بود.
احمد مرادی: اگر ممکن است در رابطه با نقش زنان ترکمن در فعالیت و پیشبرد امور و برنامه های انجمن و همینطور انتظارات شما از آنان برای ما توضیح بدهید.
رجب مراد الیاسیان: زنان ترکمن همواره و از بدو تشکیل انجمن فرهنگی ستون فقرات این مجمع بوده و هستند. فعالیت همه جانبه آنها از شرکت در مدیریت انجمن و قبول مسئولیت در همه عرصه های فعالیت انجمن قابل تقدیر و تحسین است.
احمد مرادی: همانطور که واقف هستی ، انجمنهای فرهنگی متفاوتی در کشورهای اروپایی مشغول به فعالیت هستند، آیا شما در رابطه با اقدام مشترک پیرامون برگزاری برخی مناسبتها مثل عید قربان، نوروز و غیره و بر بستر آن ایجاد یک اتحادیه انجمن فرهنگی ترکمن های مقیم اروپا فکر کرده اید؟ بنظر شما تحقق چنین امری منوط به رفع چه موانع و مشکلاتی است؟
رجب مراد الیاسیان: ما این ایده را سالها پیش طرح نمودیم . علیرغم برخی تلاشها در این راستا در عمل بجایی نرسیدیم. شاید هنوز هم جامعه ترکمن مقیم خارج از کشور به ضرورت همبستگی حداقل در عرصه فرهنگی نرسیده است. اما علل آن بنظر من یکسویه نگری، توجیه گری بی عملی و ضعف در درک و اهمیت هویت ملی می باشد. انجمن ما آماده همه گونه همکاریها با دیگر انجمنها در چارچوب فعالیتهای فرهنگی و شناساندن ملت ترکمن می باشد.
بیان دیدگاه » |
مصاحبه و گفتگو | برچسبها: ترکمن |
پیوند پایدار
ارسال شده توسط TURKMEN
فوریه 22, 2009
turkmen ترکمن turkman

اول سپتامبر مصادف با سالگرد درگذشت شاعر بزرگ ترکمن، کریم
قربان نپس است. به این مناسبت از آقای غفور خوجه شاعر و نویسنده سرشناس
ترکمن صحرا خواستیم نگرش خود را در باره کریم قربان نپس با ما و خوانندگان
ما در میان گذارند. آقای غفور خوجه از زندگی و آفرینش های هنری و ادبی
کریم آقا سخن می گوید
سئوال ـ قبل از همه از شما خواهشمندم که کمی در رابطه با زندگی و فعالیتها و آثار کریم آقا کمی اطلاعات بدهید، اینکه چه وقت و در کجا بدنیا آمده، وضعیت خانوادگی او چگونه بوده، چه وقت ازدواج کرده و دارای چند فرزند است، تحصیلات ابتدایی و عالی را کجا بپایان رسانده، از چه وقت به فعالیتهای ادبی روی آورده، با کدام نشریات و مطبوعات همکاری داشته، نخستین اثر او چه نام داشته و تا هنگام مرگ چند اثر از خود برجای گذارده و کلا مسائلی در این چارچوب.
جواب ـ شاعر مردمی و فرزانه ترکمن کریم قربان نفس در سال 1929 درروستای ییلغین ازمنطقه گوک دپه و در خانواده ی دهقانی و فقیر بدنیا آمد . سال تولد شاعر سال مار می باشد، کریم کوچک هیچ میلی به مار بودن سال تولدش ندارد ، چرا که مارجنبنده ای خطرناک است ، ولی پدرش این سال را درمقایسه به سال های فقر و فلاکت بارها به خوش یمنی و خوشبختی تعبیر کرده بود ، چون سال تولد شاعر بعد از برقراری جمهوری ترکمنستان ودر بحبوحه دگرگونی ساختار زندگی اجتماعی مردم و با فقر زدایی ونفرت از کولاک و خان و امیر وآمیختگی مردم برای کار و زحمت وآب و زمین گره خورده بود . شاعر در منظومه تایماز بابا چنین می گوید :
ایزی سوره گولوپ گلدی
اینگ ایلکینجی پیلان ییلی
ییلان یورک کولاک لاری
دالاپ گچدی ییلان یلی .
«قربان نفس » پدر شاعر از مشتاقان حقیقی و پر و پا قرص شعر ناب و مردمی و ادبیات کلاسیک بود، او به اندازه دو صندوق کتاب داشت، خیلی از اشعار مختومقلی ، ذلیلی ، ملا نپس ، کمینه و… را در محافل و شب نشینی ها از حفظ برای دوستان و اهل روستا قرائت می کرد. در ضمن خود نیز سری در عالم شعر داشته و شعرهایش زبانزد خاص و عام بود.
کریم در کلاس سوم ابتدایی همه کتاب های کتابخانه کوچک مدرسه را خوانده بود . کتاب داستان های زهره و طاهر ، شاصنم وغریب و همچنیین قصه های سلطان حسین و سرگذشت ملا نصرالدین از جمله کتاب هایی بو د که پدرش از نسخه های الفبای قدیم و عربی برای کریم خوانده و کریم آنرا با قلم خود به الفبای جدید برگردان می کرد. آری کریم کوچک شاعر آینده ما ، دوستی و نزدیکی به کتاب را اینچنین با اخلاصی وافر و پایا ن ناپذیر از پدرش به ارث برده بود .خود شاعر بارها این نکته را جهت تکریم و تشکر در اجتماعات بیان داشته : ” من به خاطر عشق و به عنوان سربازی ساده از پیاده نظام راه شعر، مدیون خیلی ها منجمله مادر بزرگم ، خاله ام ، پدرو مادرم ، هم روستاییان و خوانندگان ( باغشی ها ) و مدرسه و معلمانم هستم . “
اولین اشعار شاعر در روزنامه های دیواری مدرسه به چاپ می رسد .شعر وی با عنوان ” غیزیل غوشون – ارتش سرخ ” در روزنامه ” کالخوزچی سسسی – صدای کالخوزچی ” در سال 1939 به چاپ می رسد . مدیر مدرسه شعر ” یاشاسین – زنده باد ” شاعر نوجوان را که در این روزنامه به چاپ رسیده بود به هنرمندان موسیقی تقدیم می کند . چندی بعد سروده کریم نوجوان در کلوب کالخوزتوسط گروه سرود در حضور اهالی روستا به اجرا در می آید . وقتی کریم به خانه می آید پدرش او را با افتخار در بغل می گیرد .
اما دیری نپاییدکه با شروع جنگ جهانی دوم ، عمو ی اش قهرمانانه جنگیده و مفقود الاثر می شود . پدرش که مشوق و پشتوانه همیشگی شعر کریم بود ،بدنبال مرگ جگر سوز برادرش چشم از جهان فرو می بندد . در آن هنگام کریم نوجوانی 13- 14 ساله بود . خانواده پر مشغله کریم با نظر مادرش به خاطر رونق کارو نان و کشاورزی به شهر تجن کوچ کرده و در خیلی ازمناطق و مزارع کالخوز به کارهای کشاورزی مشغول می شوند.
راجع به آن سال ها شاعر چنین می گوید :
آغا ييتدي ، آتا اؤلدي
گزرميكأنك هوٌلي ـ هوٌلي
يؤنه سنينگ باغتينگ گلدي
انه نگ بيلن يولا چيقدينگ .
این سال ها ، سال های جنگ بود ، برای شاعر جوانی که با شکم نیم گرسنه که هنوز به رشد و استخوان بندی مطلوب نرسیده بود سال های سخت و طاقت فرسایی بود و کسانی که او را از نزدیک می شناسند سال های سخت زندگی او را فراموش نخواهند کرد . بردی کربابا از پیشکسوتان ادبیات ترکمن چنین بیان داشته : ” من به آثار کریم غوربان نپس ارزشی والا و بخصوصی قائلم ، هر شاعر جوانی که کریم را الگوی خویش قراردهد ، بی شک در وادی ادبیات گام های بزرگی خواهد برداشت” .
در 16 سالگی در شهر تجن در روزنامه ” ضربت ” در بخش ادبیات به فعالیت می پردازد . همان سال ها دفتر او در همسایگی اداره گاز رسانی شهر تجن قرار داشت .
او در بیوگرافی خود می گوید :
” داشتم از پنجره رو به آفتاب دفتر گاز رسانی را نگاه می کردم ناگهان در میان کارمندان آن اداره چشمم به ماهرویی افتاد که از زیبایی و هوش بسیار برخوردار بود ” .
بعدها این عشق سرانجام نمی یابد ، این معشوق با اولین خواستگار ازدواج کرده و کریم را در بهتانی عمیق فرو می نشاند.
بیلمدیم نأمأنینگ حسیبی بولدی ،
انه نگ بیر ساوچی نینگ یسیری بولدی .
شیتدی –ده اؤزگأنینگ نصیبی بولدی
منینگ ییگیت واغتیم ، سنینگ غیز واغتینگ .
ولی این جدایی همیشه و در همه حال ، ذهن سیال شاعر را در جای –جای شخصیت اشعارش به خود معطوف داشته و چه بسا سبب خلق آثاری بیاد ماندنی میشود .
مانگا غويوپ باش سؤيگي نينگ مأحنه تين
نيره لره آليپ گيتدي قيسماتينگ
آغلايان بولسانگ ـ دا ، گوٌليأن بولسانگ ـ دا
بير يرلردن سس گلردي آخبه تين .
البه تده ، باغتلي سينگ ، اونگيانسينگ من سيز ،
من ولي اؤليأنچأم دم آلمان سن سيز ،
قيرق مونگ سطير غوشغي دؤره دن بولسام ـ
هر حارپينگ ايچينده ، سن سينگ ، سن سينگ، سن سينگ.
بعد ها وی در روزنامه کثیر الانتشار ” تجن ستروی ” مشغول به کار می شود و با مفاهیم کار و زحمت عجین میگردد.
بابامينگ باباسين اؤلدوٌرن زأحمت،
بابامينگ اؤزوٌن هم اؤلدورن زأحمت،
موٌنگ گزك آغلاديپ آتام پاخيري ،
عؤمروٌنده بير گزك گوٌلدورن زأحمت.
به سال 1949 همزمان با خدمت سربازی ، آثار وی پی در پی در مطبوعات نظامی و هم در مطبوعات ترکمنستان به چاپ می رسد . در سال 1953 پس از اتمام خدمت سربازی دراداره انتشارات هنری ـ ادبی دولت ترکمنستان مشغول می شود .در آن اداره مترجمان چیره دستی مانند آنا موخاد ـ مرد صوفي ـ كاكاباي بايرام ميراد و نویسندگان بنامی چون چاري عاشير ، نريمان جومايف و الله بردي هايدوف از همکاران او می شوند . بسیاری از نویسندگان بزرگ ترکمنستان منجمله بردي كربابا، آتا غوشود ، بكي سه يتأك و… جهت چاپ آثارشان اغلب در آن اداره رفت و آمد می کردند .
کریم غوربان نفس به اقتضای شغلش و بر اثر تبادل افکار و تأثیر از بزرگان در آن اداره بافنون خلاقیت های هنری وهمچنین با فن ویراستاری آشنا میگردد . در این انتشارات کریم به بسیاری از آثار چاپ شده نقد می نوشت ، که در مطبوعات ترکمنستان چاپ می شد . بدنبال کار در انتشارات علاوه بر آشنایی با آثار بزرگان ترکمنستان وی آثار سایر جمهوری های شوروی و ادبیات جهانی را به ترکمنی ترجمه می کرد . کار در انتشارات در روند شکوفایی استعداد و همچنین در نظم و ترتیب و آبدیده گی و پختگی و چیره گی قلم ونفوذ زبان شاعر تأثیر می گذارد . کریم آقا در حین کار در انتشارات در دانشگاه دولتی به تحصیل پرداخته و با بالاترین نمرات فارغ التحصیل می شود . در توفیق ادبیات ترکمنستان ، تلاش های کریم قربان نفس با خدمات و تأثیر سایر نویسندگان کهنسال و بزرگ قابل قیاس می باشد .
اولین مجموعه اثر وی بنام ” گویجومینگ گؤز باشی – سرچشمه نیروی من ” به سال 1951
اثر ” سالدات یورگی / قلب سرباز ” به سال 1953
اثر “غوشغولار و پایامالار/ شعر ها و منظومه های داستانی – به سال 1958
منظومه داستانی ” تایماز بابا ” به سال 1960
اثر ” قیرق/ چهل ” شامل تمامی اشعار سروده شده بین سال های (1967 – 1957.م ) می باشد .
منظومه داستانی قومدان تاپیلان یورک / قلبی که از خاک نمایان شد ” سرگذشت دختر یتیم و نامادری وی .
شاعر اشعار و منظومه های بعدی خود را در کتاب هایی با نام های ” انصاف بیلن انسان / انصاف و انسان ” و ” یورگ پایاماسی /منظومه دل ” و منظومه ” رباعی ” منظومه ” آتا و اوغول / پدرو فرزند ” و ” وپا / وفا ” به ” یدی یاپراق/ هفت برگ ” به چاپ می رساند .
شاعر مجموعه اشعار خود را در کتابهایی حجیم با نام های ” توپراق /خاک ” در سال 1978 و ” منزل ” به چاپ رسانده است .
سئوال ـ بسیاری بر آنند که کریم آقا را میتوان ماغتئم قلی دوران معاصر نامید، شما در این باره چه نظری دارید؟
جواب ـ آنطور که یادم می آید این سؤالی بود که دانش آموزان از کریم آقا پرسیده بودند . او در جواب گفته بود : « بهتر است هرکس درمقام خود تأثیر گذار باشد .شرط نخست آنکه من در مقام مختومقلی چه تأثیری بر اطرافیان داشته باشم ؟بهتر آنست که اساس شخصیت هر کس با این میزان سنجیده شود .»
سئوال ـشکی نیست که سبک شعر کریم آقا با ماغتئم قلی تفاوت دارد و به اصطلاح سبک اشعار کریم آقا در چارچوب شعر معاصر است ، بنظر شما و این تفاوت تنها در شکل اشعار است و یا اینکه به لحاظ طرح مسائل در آن تفاوتهای مضمونی هم دارند؟
جواب ـ وی بیشتر سعی بر آن داشته تا با مردمش به راحتی به طرح مسائل بپردازد . خیلی ساده و فهیم .من فکر می کنم اینچنین تفاوت در اشعار مولانا با حافظ نیز هست . تفاوت به لحاظ « مضمونی ». ببینید جوان امروزی بیشتر از حافظ خوشش می آید . نه به خاطر تفأل و سرگرمی بلکه به خاطر اجتماعی و قابل لمس بودن بودن اشعارش . ولی با شعر مولانا نمی تواند کنار بیاید . به خاطر اینکه این عرفان برایش سخت است . نمیتواند تصاویرش را درک کند .
حال با وجود اشعار عرفانی نمی توان اشعار مختومقلی را خالی از مضامین اجتماعی نشان داد ، بلکه وی در عمق جریانات و جنبش های اجتماعی حضور داشته است . به نظر من این ارتباط و وفق با هر زمان، و مقید به زمان و مکان نبودن ، مراد و مفهوم شعر است که به کلام قوت می بخشد . جوان امروز شاید به لحاظ حوصله شخصی و نزدیکی به عناصر و یافته هایی از تصویر اشعار کریم قربان نفس مجذوب اشعارش باشد ولی همان مضامین اجتماعی در شعر مختومقلی نیز وجود دارد . بگذارید شفاف تر بگویم: من کریم قربان نفس را بیشتر شاعری با مضامین اجتماعی و حماسی و ساتیریک (طنز ) می شناسم در حالی که قربان نظر عزیز شاعری است که بیشترین مضامین اشعارش غنایی و عشق و لیریک است .
کریم قربان نفس در پیشگفتار یکی از منظومه هایش اینچنین میگوید : دورانی که به نوشتن کتاب یدی یاپراق پرداختم، به تجربه های بسیاری دست یافتم . هم از منظر خلاقیت یک اثر و هم بلحاظ رنج و عذاب و یافته ها و نایافته هایی که دراین مسیر بوفور می تواند وجود داشته باشد . من در این مدرسه خیلی درس ها آموختم . یکی از بهترین درس ها اینکه با مردم باید رو راست و ساده و بی شیله و پیله بود و با آنان باید با زبانی معمولی صحبت کرد . من خیلی قبلا در این باره مشکوک بودم : ” اگر شعر از پیچیدگی لازم مفاهیم برخوردار نباشد ،آیا کمبودی در شعر احساس نخواهد شد ؟ “
براستی شعر مختومقلی اینگونه نبود ؟
اما بعد سخن لؤ تولستوی این شک و گمان مرا شکست : ” هنر در کل وظیفه ای به جز فرا گیر بودن موضوع ندارد . آنچه که برای همه دانستنش مشکل یا نیمه مشکل باشد را باید به سادگی بیان نماید … هنردر روند حرکت رو به جلوی خویش، بسته به هر فرد یا اجتماعی از انسان ها صرفا بر فهم صریح موضوع حکایت دارد . اینگونه بود، اینگونه هست و این گونه خواهد بود .”
پس راجع به مختومقلی چگونه قضاوت کنیم ؟ آیا او خیلی مواقع پیچیده گویی نمی کند ؟
“نه . درک اشعار مختومقلی مشکل نیست ! ” گویا این ندایی از «آزادی » پدر مختومقلی بود: “ببینید ، درک اشعار من مشکل بود ، بدین سبب نتوانستم براحتی با زبان مردم صحبت کنم ، نتوانستم عمق دل مظلومان را فریاد کنم ! اما هر آنچه که من نتوانستم ، فرزندم آنرا تا نهایت کلام به سر انجام رساند .”
وفاداری من به این تجربه ها مرا واداشت تا بسیاری از رنج ها و مشقت های هنر شعر را به جان بخرم . ولی مقدس بود ، بخاطر مشکلات و رنج هایش . بخاطر تقدسش هم رنج آور بود . گاهی این رنج ها کلافه ام میکند . آنی برمیخیزم . ولی موضوع پیچیده را به جای آنکه پیچیده تر بگوییم بهتر است به مردم ضرورتاً ساده بیان شود . من از منظومه” تایماز بابا” تا ” منظومه ” یورک پایاماسی / منظومه قلب” سعی داشتم بر این ضرورت کمر همت ببندم.
ادامهی این ورودی را بخوانید »
بیان دیدگاه » |
مصاحبه و گفتگو | برچسبها: ترکمن |
پیوند پایدار
ارسال شده توسط TURKMEN
دسامبر 23, 2008
ترکمن
انتظار من و دوستان بنده از مسئولین فقط توجه و نظارت حق جانبه بیشتر به ورزشکاران و مربیان و در مجموع ورزش شهرمان است واهمیت بیشتری به رشته دو میدانی که یک ورزش مادر است بدهند, واقعا ما میتوانیم در سطح کشور حرفی برای گفتن داشته باشیم البته الان نیز ورزشکارانی که در سطح کشور عرض اندام می کنند داریم. در کل امیدوارم که نیازهای این رشته را برآورده سازند. ادامهی این ورودی را بخوانید »
بیان دیدگاه » |
مصاحبه و گفتگو | برچسبها: ترکمن |
پیوند پایدار
ارسال شده توسط TURKMEN