موسيقي تركمن يكي از غني‌ترين انواع موسيقي شرق

فوریه 2, 2010

turkmen ترکمن turkman

موسيقي تركمن يكي از غني‌ترين انواع موسيقي شرق

در بين نيازمندي­هاي مختلف انسان، دسته­اي از نيازمندي­ها ديده مي­شود که به آن اصطلاحاً نيازمندي­هاي اصلي يا حوايج مادي و ضروري مي­گويند. در برابر اين دسته از حوايج مادي دسته­ي ديگر از حوايج به نام حوايج غيرمادي وجود دارد مانند حکومت، مذهب، فرهنگ، هنر و آداب و رسوم که در اين ميان هنر به عنوان پاک­ترين و شفاف­ترين آينه­ي فرهنگ، نمايان­گر جايگاه فرهنگي هر جامعه است. از ويژگي­هاي فرهنگ هر جامعه که مناسب با محيط زندگي، عادات و آداب اجتماعي و طبيعت پاک انساني است. موسيقي در معناي سازها، آهنگ­ها و سرودهايي است که مجموعاً زبان حال و مترجم احساسات و عواطف مردم است که از گذشته­ي بسيار دور از نسلي به نسل بعد منتقل شده، به عنوان جزيي از فرهنگ قومي با روح و جان مردم در آميخته به حيات خود ادامه مي­دهد. موسيقي فولکوريک ترکمن، به عنوان يکي از غني­ترين انواع موسيقي شرق، همانند موسيقي ساير ملل که ريشه در عقايد مردم دارد، از ذهن مردم و آرزوهاي آنان الهام مي­گيرد و مملو از تنوع و غناي ملي، حماسي و تاريخي است که همچون سرزمين مادري سرگذشتي افتخارآميز و سرشته به آن دارد. اين موسيقي که از غم­ها، شادي­ها، دردها و شهامت­هاي مردمي آنها سرچشمه مي­گيرد، نشان­گر احساس، بيان و فرياد مشترک اين قوم، از وراي سال­ها کار و کوشش و مبارزه بوده است. درباره­ي تاريخ موسيقي فولکوريک ترکمن­ها، بالاخص سابقه­ي ساز و آوازهاي ترکمن­هاي ايران اطلاعات زيادي در دست نيست. تنها از قرن هفتم و هشتم ميلادي منابع اطلاعاتي ضعيف مربوط به اغوزها، ما را با تحولات موسيقي اين قوم آشنا مي­کند. دوتار ترکمن که به نام «تامدئرا» شهرت دارد، در واقع نشأت گرفته از «قوپوزاوزان­ها» در دوران اغوزها بوده و يکي از اصيل­ترين ساز موسيقي ترکمن محسوب مي­گردد که در اين منطقه بيش از ساير سازها مورد توجه واقع شده است. اين ساز داراي صدايي نافذ، مؤثر و در عين سادگي ظاهري آن خوش­الحان است که در شنونده آرامشي دروني پديد مي­آورد و عمده­ترين توان شگفت­انگيز آن در برانگيختن بي­واسطه­ي احساس شنونده است. نام بخشي معمولاً با کلمه­ي «ساز» (دوتار) مترادف است و بخشي­هاي ساز به دست، اين راويان پرشور افسانه­ها و نغمه­هاي مردمي از عوامل عمده­ي آفرينش، حفظ و اشاعه­ي ادبيات شفاهي هستند. آنها علاوه بر خواندن و نواختن در ايامي که نگارش کتبي وجود نداشت نقش بسيار مؤثري در اشاعه و انتشار تاريخ، حماسه­ها، فرهنگ معنوي و به عبارتي انتقال ادبيات و تاريخ غيرمکتوب قوم ترکمن را به قوم حاضر داشته­اند و نسل به نسل اين آثار گرانبها را با دوتار خود در گوش و جان دوست­داران آن زمزمه کرده و به ترنم در آورده­اند. متأسفانه در شناساندن نقش و جايگاه اين ميراث پرارزش که بزرگترين وسيله­ي بيان خواست­هاي ترکمن بوده هرگز به شکلي گسترده کوشش به عمل نيامده است. به همين دليل اين گزارش سعي دارد اندکي پرده را از روي موسيقي غني و اعجازانگيز ترکمن بردارد، تا نه تنها ترکمن­ها، بلکه همه­ي مردم با ويژگي­هاي منحصر به فرد موسيقي ترکمن آشنا شوند. در ادامه به بررسي و تحليل تاريخچه و بيان نظريه­هاي مورخين درباره­ي «اوزان­ها» مي­پردازيم. درباره­ي گذشته­ي اوزان­ها متأسفانه اطلاعات مکتوب و مستندي در دست نداريم. اما نمي­توان رأي نداد که آنها در قصرهاي زمان روايان هون وارد و گاه­هاي ترک را مشگري نمي­کرده­اند. حرمت و اعتبار «دده قورقود» به عنوان يک اوزان حاکي از وجود يک سنت دير پاست و از نظر ساخت و بافت و شيوه­ي بيان تلفيقي و داشتن پيوند ناگسستني با موسيقي «کتاب دده قورقود» يادگار سده­ي پنجم و چهارم هجري و کهن­ترين اثر مکتوب ترکي نيز نشان از پشتوانه­­اي کلان و کهن دارد. اوزان را بعضي بسيارگو و سخنور معرفي کرده­اند و شکل سابق آن را نيز بعضي چون «م. ح. طهماسب» اوزان، اسم فاعل از ريشه­ي اوز ترکي، دانسته و گفته­اند که اوزان يعني هماهنگ کننده. يعني شاعري که مصراع را با مصراع، قافيه را با قافيه و بند را با بند هماهنگ مي­کند و اضافه مي­کند: داستان گويي است ،که تُم صحنه­هااپيزودو شعر و نثر را هم ساز، و هنرمندي است که موسيقي و رقص و شعر و آواز و … را با يکديگر همنوا مي­کند. هنر اوزان­ها در ادوار مختلف مراحلي از رشد را پشت سر نهاده، پا به پاي رشد نيروهاي توليدي و توسعه­ي زندگي اجتماعي، از نظر شکل و محتوا ويژگي­هاي نويني کسب کرده است. هنر اوزان­ها يک هنر چند جنبه­اي بوده و مخصوصاً در دوره­هاي جماعت­هاي ابتدايي، اوزان يگانه هنرمندي بوده که خلق را با انواع هنرها سرگرم کرده است. (کوراُوغلو در افسانه و تاريخ ص 85) هنگامي که دده قورقود در ميان بيگ­هاي اوغوز به وجد آمده و زبان به نصيحت آنان مي­گشايد. «اوزان» را چنين معرفي مي­نمايد: اوزان از او به اي به او به اي ديگر مي­رود و قوپوز دسته بلندش را به همراه مي­برد. او سخي را از دني باز مي­شناسد. بگذار آن کسي که برايت مي­نوازد و مي­خواند يک اوزان باشد. دده قورقود پيش­گو، رهبر بزرگ مذهبي و اوزان اغورها است. اين اوست که نام جوانان را وقتي که مردانگي خود را به ثبات مي­رسانند اعطاء مي­کند و باز اين اوست که در زمان دردمندي با اندرزهاي خويش چه از نظر فکري و چه از نظر عملي به اغوزها کمک مي­کند. او در مجالس اغوزها قوپوز خويش را مي­نوازد. قوپوزسازي است که به ياري آن اساسي حماسي را بر لب مي­آورد. اوزان به جهت گرد بودن و پيوند تنگاتنگ داشتن با مردم، آگاهي­هاي زيادي کسب مي­کند و از هر جا و هر کس خبر مي­دهد. چنانکه دل دادگان و مادران و خواهران سراغ نامردان و فرزندان و برادران و عزيزان به غربت رفته­ي خود را از او مي­گيرند مثلاً در داستان سوم از داستان­هاي دده قورقود، خواهر کوچک «بيرک» سراغ برادر گم گشته­اش را از خود بيرک که لباسِ اوزان به تن کرده چنين مي­گيرد: «آهاي اوزان که کوه سياه مقابل را پشت سر گذاشته­اي با دلاوري بيرک نام رو در رو نيامدي؟ تو که از رودهاي خروشان گذشته­اي با دلاوري بيرک نام رو در رو نيامدي؟ تو که از شهرهاي بزرگ مي­آيي با دلاوري بيرک نام رو در رو نيامدي؟ آهاي اوزان تو او را ديده­اي مگر نه؟ …» دده قورقود در پرتو موقعيت والاي اوزان در ميان قبايل ترک به مقام اولياء رسيده بود. چنانکه وقتي براي خواستگاري «بانوچيچک» دختر «بي­بيجن» براي «بامسي بيرک» مي­رود، «لي قارچار» برادر دختر شمشير مي­کشد که دده را دو شقه کند. دده قورقود در اين حال مي­گويد: «اگر شمشيرت را فرود آري، خدا دستت را بخشکاند!» (به فرمان باريتعالي). دست دلي قارچار همان طور در هوا خشک مي­شود (کوراوغلو در افسانه و تاريخ ص 86) در سنت اوغوز حتي دشمن قوپوز به دست کشته نمي­شود. بطوري که در داستان دهم «کتاب قورقود»، «اگرک» برادرش را خفته مي­يابد و قوپوز او را از کنار وي بر مي­دارد. «سگرک» بيدار گشته و نزديک است برادرش را با شمشير بکشد (دو برادر يکديگر را هرگز ملاقات نکرده بودند) ولي تا مي­بيند قوپوز در دست اوست مي­گويد: من ترا نمي­کشم. اين بي­احترامي به قوپوز، دده قورقود است. اگر قوپوز در دستت نبود با شمشير دو شقه­ات مي­کردم (کتاب بابا قورقود ص 4). اين احترام بي­گمان از موقع و مقام خاص اوزان در ميان مردم سرچشه مي­گرفت چرا که اوزان هميشه در ميان مردم حضور داشت. در مبارزات توده­ها عليه ستم و زور و قلدري و تجاوز دوش به دوششان مي­رزميد و آوازش با شادي­ها و دردها، کاميابي­ها و ناکامي­هاي همگان پيوند واقعي و ملموس داشت. آرزوها و احساسات و عشق و کين و نيازمندي­هاي مردم بر زبان او جاري مي­شد و در سرودها و ترانه­هايي که مي­خواند، خاطره­ي قهرماني­هاي دلاوران و سرافرازان قبيل منعکس و جاودانه مي­گشت .

منبع: مقدمه­اي بر موسيقي ترکمن. تأليف: نظر محمد مصطفايي


موسیقی تركمن

اوت 7, 2009

turkmen ترکمن turkman 

هوشنگ جاوید

تاریخ چند هزار سالة تركمن سرشار از كوچ، هجوم، دفاع و درد و غم و شادی است، ‌فراز و نشیب زندگی فرزندان «اوغوزخان» كه از بلندیهای خشك و صخره‌های «تیان شان» در غرب چین به مرور زمان به صحراهای گرم آسیای میانه و چمنزارهای سیحون و جیحون و كناره‌های خزر كوچیده‌اند. در طول زمان همواره بر سر تنازع بقاء خویش با امپراتوران چین، تزارهای روسیه، خوانین محلی به ستیز برخاسته‌اند و در این رهگذر ادبیات شفاهی تركمنها به ویژه موسیقی این قوم سترگ بازگوكنندة حلقه‌های گسستة هویت فرهنگی آنان است.

موسیقی در میان تركمنها جزء‌ لاینفك زندگی است،‌ بیان آلام نهفتة درون و آیینة تمام‌نمای زیستن آنان، با الهام از طبیعت، روابط اجتماعی، اقتصادی، كوچ، تاخت و تاز،… و سایرمایه‌های اصلی یك زندگی است.

موسیقی تركمن با پرداختن به رموز زندگی و روح آدمی محتوایی غنی می‌یابد، زبان گویای شور ایمان و عشق و مبارزه، ساز تركمن همراه با «ش‍َل‍ْپِه»های دست نوازندة دوتار نفس می‌كشد، می‌خندد و شتاب می‌كند با نوازش آرشة كمانچه كند می‌شود به پرواز در می‌آید و با نوای نی تركمن به میان ابرها سفر می‌كند و نظاره‌گر زندگی شبانان می‌شود و زنبورك و ذ‌َل تركمن بی‌اختیار انسان را به رؤیا و تولد دوباره و باروری می‌رساند.

موسیقی تركمن طوفانی است كه وجود آدمی را به لرزه در می‌آورد، می‌گذارد و هیچ شنونده‌ای نمی‌تواند در برابر نیروی جاذبة آن مقاومت كند و یا بی‌تفاوت از كنارش بگذرد.

در موسیقی تركمن چهار دستگاه اصلی وجود دارد كه عبارت‌اند از: تشنید1، م‍ُخمِسِ2، ن‍ُوایی3، و قِرق‍ْلِی (قِرخ‍ْلِی)4 (یا چهل مقام) كه هر كدام از این دستگاهها خلق‌شدة پنجه‌های استادانی گمنام در طول تاریخ موسیقی تركمن است كه به صورت سینه‌به‌سینه ویژگی فرهنگ قومی خویش را حفظ كرده و به زمان امروزین رسیده.

مقامهایی چون «گوگ دفه م‍ُقامی»5، قونقورباش مقامی6، حاجی قولاق7، زیباگوزل8، بیكه حالان9، قیزدوردی10، ساتا شدیم11، آزادلیق12، ییلغی لار13، ش‍ُه رات م‍ُقامی14، حاصل یقین چی15، ا‌ُستاد‌ِم16، سونگقی داغی17، آوچی مقامی18، بوجن‍ّت19، بال سایات20، آت چغر21، همه از مهم‌ترین بخشهای موسیقی تركمن‌اند كه از دل همان چهار دستگاه بیرون آمده‌اند، با اشعاری ساده و بی‌آلایش و همه‌پسند، در این موسیقی بزرگ مرد ادب كلاسیك تركمن «مختوم‌قلی فراغی» سهم بزرگ و به سزایی را دارد شاعر شهیری كه با زبان ساده سرایندة پند، تلاش، شادی و زیبایی است. دومین بخش تصانیف موسیقی تركمن از داستانهای حماسی و ادبیات لیریك تركمن سرچشمه می‌گیرد منظومه‌هایی چون زهره و طاهر ـ شاه‌صنم و غریب ـ‌ حمراء ‌و حوری لقاء، حمراء و سایات یوسف و احمد و كوراوغلی.

و در بخش سوم موسیقی تركمن به مسئلة موزیكوتراپی می‌رسیم، مسئله‌ای كه به تازگی در غرب بر روی آن صح‍ّه گذاشته و به پژوهش پرداخته‌اند پ‍َری‌خوانی یا پ‍ُرخوانی كه موسیقی مختص بیماران روحی است در این شكل از موسیقی تركمن پ‍َری‌خوان با خواندن اشعار مخصوص و نواخت دوتار و انجام حركات موزون و غریب تا اعماق روح بیمار نفوذ كرده و عامل تخریب روانی بیمار از تن و روان او فرا می‌خواند. در بخش چهارم موسیقی تركمن عرفان پویا حاكم است و پدیدة بارزش ذكر خنجر می‌باشد.

پرباری موسیقی تركمن به گونه‌ای است كه تأثیر بسیاری در زنان این قوم داشته به گونه‌ای كه آواهای حزین زنان تركمن در قالبی سنگ صبوروار بیان می‌گردد، كه می‌شود آن را بخش مجزایی در كنار موسیقی سازیك تركمن دانست.

این دسته آواها عبارت‌اند از: ل‍َـل‍َه22،‌ هودی23 و مرثیه‌خوانی.

1. ل‍َـل‍َه (آواز زنان در غربت) شكلی خاص برای اجرا دارد بدین گونه كه دختران به غربت شوی‌داده‌شدة ‌ایل در شبی مهتابی كه بدر كامل می‌شود در بیرون محل زندگی قبیله دور هم جمع شده و به طور دسته‌جمعی آواهایی را سر می‌دهند كه حكایت از غربت سنگینی چونان سنگی به ته چاه افتاده را دارد. بیان آرزوی دیدار مادر نارواهای همسر از زبان گمنامان مظلوم، با شعرهایی چونان قوی كه به چشمة بكر جوشانی می‌ماند كه از بلندای ابدیت قومی سرچشمه‌ می‌گیرد.

2. هودیها همان لالاییهای تركمنان است، اشعاری سرشار از امید و آرزو و آموزش زندگی و شناخت جامعه، كه به ایجاد وابستگی كودك به فامیل و قبیله‌اش منجر می‌گردد.

3. ‌مرثیه‌خوانیها با اشعاری حزن‌آلود و غنایی تصویری در قالب دوبیتی كه پایان هر دوبیتی به گفتن اِی وای اِی وای ختم می‌شود در متن اشعار كه دقیق بشوی می‌توانی رابطة متوفی را با سرایندة عزادار بیابی. وامبری در كتاب «سیاحت درویش دروغین» از مرثیه‌خوانی زنان تركمن یاد می‌كند و می‌نویسد:

(زنها كه در محوطة تنگ چادرها چهار زانو نشسته و خود را موظف می‌دانند به طور دسته‌جمعی فریادهای جگرخراش بكشند و اشك بریزند،‌ در عین حال از شانه كردن پشم و چرخاندن دوك نخ‌ریسی یا انجام دادن كارهای دیگر دست‌بردار نیستند) و این شاهدی است بر زیبایی و پیوند موسیقی در میان این قوم دیرین كه تا امروز همچنان دست‌نخورده و بكر باقی‌مانده و پژوهشی دقیق و صحیح را می‌طلبد كه بتوان از آن طریق اصالتهای به چشم‌نیامده و به گوش‌نرسیدة فرهنگی را به جهانیان نمایاند با آنكه در تركمنستان حركتهای بسیاری در زمینة شناسایی و آموزش نهفته‌های این موسیقی انجام پذیرد به جرئت می‌توان گفت در كشور ما متأسفانه این موسیقی پ‍ُربار فقط نمایش جشنواره‌ای داشته و بس بی‌هیچ تدقیق و پژوهشی پویا و بزرگان این موسیقی در حال احتضار، تهاجم فرهنگی را می‌شود با پویایی صحیح در این گونه زمینه‌ها پاسخی محكم داد.

سنندج 27/10/71

با تشكر فراوان از موسی جرجانی یاورم در این پژوهشها

لازم به ذكر است كه مطلب فوق از مجموعه‌ای در حال تكمیل با عنوان (موسیقی دشت تركمن) انتخاب و ارسال شده است.

(ذ‌َل: سازی است كوچك به اندازة قمیشهای دوز‌َله كه از نیهای باریك به همان شكل قمیش ساخته می‌شود و در زمان نواخت در دهان قرارش می‌دهند و با دو دست در جلوی دهان نواهای مختلفی از آن به گوش شنوده می‌رسانند.)

پی‌نوشت:1. Tesnid

 

2. Novai

3. Moxemmes

4. (Derxler) Qerqler

5. Gogdefemqāmi

6. Qonqurbāš

7. Hajiqolaq

8. Zibā gozel

9. Bikē Hālān

10. Qizdordi

11. Sātāšdim

12. Axādliq

13. yilqilār

14. Sohrātmoqmi

15. Hāsel yeqin ci

16. Ostādem

17. Songqidāqi

18. Aōvčimoqāmi

19. Bujannat

20. Balsāyāt

21. Atčagar

22. Lala

23. Hudi

 لینک مطلب 


موسیقی نواحی گلستان،زخمه بر تار فراموشی

آوریل 19, 2009

turkmen ترکمن turkman

در شرایطی که اقتصاد موسیقی راه برون رفت «هنر موسیقی» را از چالشهای موجود بسته و تا هنگامی که «زخمه» بر «تار» معیشت زده می شود، موسیقی محلی ایران از جمله موسیقی اصیل اقوام گلستان از فراموشی رهایی نخواهند یافت.

به گزارش خبرنگار مهر در گرگان، در شرایط نابسامان حمایت از هنر موسیقی، انتظار معجزه از سرپنجه تدبیر فرهیختگان موسیقی همانند رویایی بیش نیست و امروزه موسیقی نواحی ایران به‌عنوان مهمترین میراث موسیقی مورد کم مهری و کم توجهی قرار گرفته است. گلستان نیز همانند دیگر نقاط میهن اسلامی، مهد بزرگان ادب و هنر ایران از جمله موسیقی است که برای پویایی و رونق این هنر اصیل و ماندگار، زخمه بر تار موسیقی می زنند تا شاید کورسوی چراغ هنر اصیل آبا و اجدادیشان را از بوته فراموشی نجات دهند. موسیقی محلی استان گلستان به علت ترکیب قومی متفاوت در سه نوع، «موسیقی اقوام و عشایر کرد» که در شمال شرقی استان زندگی می کنند، «موسیقی مردم گرگان» که با ترکیبی با موسیقی مازندران ایجاد شده و «موسیقی مردم ترکمن» پدیدار شده و هنوز هنرمندان چیره دست و نام آشنایی در این دیار کهن وجود دارند که قلبشان برای هنر آبادی و اجدادیشان می تپد. کم توجهی و حمایت نشدن از موسیقی بومی و محلی درحالی است که موسیقی ملی ریشه در این داشته های اصیلی بومی و محلی دارد و تقویت عناصر و نواهای محلی در تقویت موسیقی ملی ایران نقش بسزایی دارد. جمعی از کارشناسان هنر موسیقی گلستان، حمایت نشدن، ساماندهی نشدن، ورود موسیقی های وارداتی و غربی و نبود برنامه ریزی را از جمله عواملی دانستند که بر اعتلاء و پویایی موسیقی اصیل و بومی مناطق از جمله گلستان تاثیر منفی گذارده است. سرپرست گروه موسیقی محلی مازنی زبان طالب گلستان در این زمینه به خبرنگار مهر گفت: موسیقی اصیل و بومی به عنوان میراثی ارزشمند سینه به سینه و نسل به نسل منتقل شده تا به ما انتقال یافته است. جمشید کردی افزود: امروز بسیاری از بانیان و سردمداران هنر اصیل موسیقی بومی و محلی یا حضور ندارند و یا درصورت حیات در کنج خانه برای دل خود می نوازند و نغمه سرایی می کنند. کم توجهی و حمایت نشدن از موسیقی بومی و محلی درحالی است که موسیقی ملی ریشه در این داشته های اصیلی بومی و محلی دارد و تقویت عناصر و نواهای محلی در تقویت موسیقی ملی ایران نقش به سزایی دارد وی اظهار داشت: ورود موسیقی های غربی تحت عنوانهای مختلف، هویت و اصالت موسیقی بومی و محلی را لطمه زده و در کم رونق شدن موسیقی محلی و اقوام تاثیرگذار بوده است. وی خاطرنشان کرد: حمایت نشدن تولیدات محلی و فاخر بومی موجب شده تا متاسفانه در برخی موارد موسیقی محلی نیز برای ماندن به سمت تلفیق با دیگر گونه های موسیقی از جمله موسیقی های وارداتی رود. به گفته کردی، شناسایی هنرمندان موسیقی های اصیل و بومی و ارائه برنامه جامع وهدفمند برای ساماندهی و حمایت از تولیدات، آموزش موسیقی محلی تاحدی می تواند جلوی روند روبه رشد فراموشی این هنر اصیل را بگیرد. مسئول گروه موسیقی محلی طالب گلستان بیان داشت: در سالهای اخیر حرکت های خوبی برای احیاء و رونق موسیقی محلی گلستان صورت گرفته که این تلاشها باید تداوم یابد. وی یادآور شد: متاسفانه موسیقی اصیل و بومی در دهه های اخیر دستخوش تغییراتی شده و باید هرچه زودتر برای پویایی و رونق دوباره این هنر مردمی تلاش و برنامه ریزی شود. رئیس انجمن موسیقی گلستان نیز گفت: تلاشهای صورت گرفته در سالهای اخیر در حوزه موسیقی استان و به ویژه موسیقی محلی نویدبخش و خوشایند است که باید تداوم یابد. هوشنگ عظیمی در گفتگو با خبرنگار مهر در گرگان افزود: درحال حاضر گروه های مختلف موسیقی اقوام ترکمن، کتول و مازنیهای غرب استان در حال فعالیت بوده و که این امر می تواند در رونق موسیقی محلی کمک کند. وی اظهار داشت: برای رونق موسیقی محلی باید توجه و حمایتهای ملی از این بخش افزایش یابد، زیرا غنای موسیقی محلی ناشی از این داشته های بومی و اصیل است. وی خاطرنشان کرد: بر اساس مصوبه این انجمن، شناسایی و ساماندهی گروه های موسیقی از جمله موسیقی محلی و بومی در دستور کار قرار دارد که در این زمینه به فرصت بیشتری نیاز است. عظیمی بیان داشت: طبق آمار میزان کنسرتهای اجرا شده در حوزه موسیقی طی سال گذشته در استان خوب و چشمگیر بوده و باید در بخش کیفی آثار نیز توجه بیشتری شود. رئیس انجمن موسیقی گلستان یادآور شد: غنا و داشته های موسیقی اصیل بومی و محلی باید درک و شناسایی شود و هنرمندان صاحب نام و صاحب سبک زیادی در عرصه این موسیقی اصیل و محلی که ریشه در بافت و فرهنگ اصیل منطقه دارد، فعالیت می کنند که باید شناسایی و حمایت شوند. وی یادآور شد: برنامه جامع و اصولی برای رشد و تعالی این شاخه موسیقی محلی و اصیل نیاز است و این انجمن در راستای اهداف و اساسنامه درصدد است برای تعالی شاخه های مختلف موسیقی از جمله موسیقی اصیل ترکمن تلاش کند. عظیمی افزود: شناسایی و ساماندهی گروه های فعال موسیقی و هنرمندان این رشته از جمله برنامه های این انجمن است و این استان قابلیتهای زیادی در عرصه موسیقی دارد که شناسایی و معرفی نشده است. برای اعتلا و پویایی موسیقی اصیل و بومی، حمایت و برنامه ریزی ضرورتی اجتناب ناپذیر بوده و در غیر این صورت نواهای خوش موسیقی محلی روز به روز بی‌هویت‌تر می‌شوند.


چگونگی پیدایش آهنگ بیکه حالان

ژانویه 27, 2009

turkmen ترکمن turkman

در آلاچیقی در دل صحرا نوازنده ی پیری در حال نواختن دوتار بود. آتشی در وسط آلاچیق بر پا بود، دور آتش مردانی گوش جان به نوای نوازنده سپرده و حرکت دستهایش را دنبال می کردند. در گوشه ی آلاچیق چند زن و مرد و بچه نیز دیده می شدند که در میان آنها دو نفر بیشتر از دیگران به نوازنده توجه داشتند. یکی مردی میان سال که گاهی سر تکان می داد و با رضایت در پوستین جابجا می شد و دیگری جوانی با چهره ای متین که کوچکترین حرکت دست نوازنده را از نظر دور نمی داشت. پیر مرد ضربه های آخر را بر تارها فرود آورد و به دنبال آن فریاد تحسین حضار آلاچیق را پر کرد.
پیر مرد عرق صورتش را پاک کرد و سرش را به عنوان تشکر تکان داد. سپس دوتارش را به جوانی که از اول تا آخر چشم بر دستان او دوخته بود، داد و گفت: حالا نوبت توست، تو هم برای دوستانمان بنواز.
جوان دوتار را در بغل گرفت و شروع به نواختن کرد. آهنگی دلنواز در فضای آلاچیق به همراه دود از روزنه ی بالای آلاچیق به آسمان رفت. جوان چند آهنگ دیگر هم نواخت و هر بار تحسین حضار را بر انگیخت، در همین هنگام مرد میانسال فریاد زد: آهای، چای بیاورید.
جوان آهنگ تازه ای را شروع به نواختن کرد. زنی کتری را از روی آتش برداشت. قطعه ذغالی از آتش پرید و روی پیراهن زن نشست که گوش به آهنگ داده و در فکر فرو رفته بود. دستهای نوازنده ی جوان روی دوتار می لغزید و آهنگی زیبا از آن بر می خاست. هیچکس تا به حال این آهنگ را نشنیده بود. مدتی گذشت دستهای جوان آخرین ضربه را به دوتار زد، فریادی از بین جمع در آلاچیق پیچید و زن را به خود آورد: آهای، مواظب باش. بوی سوختگی همه جا را پر کرده بود. زن بلافاصله پیراهنش را کنار زد و با عجله آتش را خاموش کرد و آبجوش را داخل قوری ریخت. نوازنده ی پیر رو به مرد جوان کرد و گفت: آهنگ جدیدی برایمان نواختی؛ بگو ببینم از که بود ؟
جوان پاسخ داد: از خودم است. آن را در شب مهتابی صحرا ساختم.
خیلی خوب است نامش را چه گذاشتی ؟
هنوز نامی برایش در نظر نگرفته ام و سپس رو به آن زن کرد و پرسید: گلجه، اسم شما چیه؟
زن روسری اش را به صورت کشید و خجالت زده گفت: برای چه می پرسی ؟ اسمم بیکه است. جوان نوازنده رو به حضار کرد و گفت : اسم آهنگ را «بیکه حالان» می گذارم. چرا که او بیشتر از همه آن را پسندید، آن قدر که متوجه آتش پیراهنش نشد. همه از نامگذاری آهنگ خوشحال بودند و خرسندی توام با غرور در چهره ی صاحبخانه نمایان بود.

منبع
مجله یاپراق


سبک های موسیقی ترکمن

ژانویه 27, 2009

turkmen ترکمن turkman

عظیم احمدف در کتاب خود بنام «دوتارینگ اوْوازی خلقیمینگ سازی» پنچ سبک اساسی را در خوانندگی بر می شمارد:
۱- سبک دامانا
۲- سبک آخال – تکه
۳- سبک سالیر – ساریق
۴- سبک یوموت – گوکلنگ
۵- سبک چاودور

به عقیده ما با توجه به تفاوتهایی که ادامهٔ این ورودی را بخوانید »


دنبال‌کردن

هر نوشتهٔ تازه‌ای را در نامه‌دان خود دریافت نمایید.