موسيقي تركمن يكي از غني‌ترين انواع موسيقي شرق


turkmen ترکمن turkman

موسيقي تركمن يكي از غني‌ترين انواع موسيقي شرق

در بين نيازمندي­هاي مختلف انسان، دسته­اي از نيازمندي­ها ديده مي­شود که به آن اصطلاحاً نيازمندي­هاي اصلي يا حوايج مادي و ضروري مي­گويند. در برابر اين دسته از حوايج مادي دسته­ي ديگر از حوايج به نام حوايج غيرمادي وجود دارد مانند حکومت، مذهب، فرهنگ، هنر و آداب و رسوم که در اين ميان هنر به عنوان پاک­ترين و شفاف­ترين آينه­ي فرهنگ، نمايان­گر جايگاه فرهنگي هر جامعه است. از ويژگي­هاي فرهنگ هر جامعه که مناسب با محيط زندگي، عادات و آداب اجتماعي و طبيعت پاک انساني است. موسيقي در معناي سازها، آهنگ­ها و سرودهايي است که مجموعاً زبان حال و مترجم احساسات و عواطف مردم است که از گذشته­ي بسيار دور از نسلي به نسل بعد منتقل شده، به عنوان جزيي از فرهنگ قومي با روح و جان مردم در آميخته به حيات خود ادامه مي­دهد. موسيقي فولکوريک ترکمن، به عنوان يکي از غني­ترين انواع موسيقي شرق، همانند موسيقي ساير ملل که ريشه در عقايد مردم دارد، از ذهن مردم و آرزوهاي آنان الهام مي­گيرد و مملو از تنوع و غناي ملي، حماسي و تاريخي است که همچون سرزمين مادري سرگذشتي افتخارآميز و سرشته به آن دارد. اين موسيقي که از غم­ها، شادي­ها، دردها و شهامت­هاي مردمي آنها سرچشمه مي­گيرد، نشان­گر احساس، بيان و فرياد مشترک اين قوم، از وراي سال­ها کار و کوشش و مبارزه بوده است. درباره­ي تاريخ موسيقي فولکوريک ترکمن­ها، بالاخص سابقه­ي ساز و آوازهاي ترکمن­هاي ايران اطلاعات زيادي در دست نيست. تنها از قرن هفتم و هشتم ميلادي منابع اطلاعاتي ضعيف مربوط به اغوزها، ما را با تحولات موسيقي اين قوم آشنا مي­کند. دوتار ترکمن که به نام «تامدئرا» شهرت دارد، در واقع نشأت گرفته از «قوپوزاوزان­ها» در دوران اغوزها بوده و يکي از اصيل­ترين ساز موسيقي ترکمن محسوب مي­گردد که در اين منطقه بيش از ساير سازها مورد توجه واقع شده است. اين ساز داراي صدايي نافذ، مؤثر و در عين سادگي ظاهري آن خوش­الحان است که در شنونده آرامشي دروني پديد مي­آورد و عمده­ترين توان شگفت­انگيز آن در برانگيختن بي­واسطه­ي احساس شنونده است. نام بخشي معمولاً با کلمه­ي «ساز» (دوتار) مترادف است و بخشي­هاي ساز به دست، اين راويان پرشور افسانه­ها و نغمه­هاي مردمي از عوامل عمده­ي آفرينش، حفظ و اشاعه­ي ادبيات شفاهي هستند. آنها علاوه بر خواندن و نواختن در ايامي که نگارش کتبي وجود نداشت نقش بسيار مؤثري در اشاعه و انتشار تاريخ، حماسه­ها، فرهنگ معنوي و به عبارتي انتقال ادبيات و تاريخ غيرمکتوب قوم ترکمن را به قوم حاضر داشته­اند و نسل به نسل اين آثار گرانبها را با دوتار خود در گوش و جان دوست­داران آن زمزمه کرده و به ترنم در آورده­اند. متأسفانه در شناساندن نقش و جايگاه اين ميراث پرارزش که بزرگترين وسيله­ي بيان خواست­هاي ترکمن بوده هرگز به شکلي گسترده کوشش به عمل نيامده است. به همين دليل اين گزارش سعي دارد اندکي پرده را از روي موسيقي غني و اعجازانگيز ترکمن بردارد، تا نه تنها ترکمن­ها، بلکه همه­ي مردم با ويژگي­هاي منحصر به فرد موسيقي ترکمن آشنا شوند. در ادامه به بررسي و تحليل تاريخچه و بيان نظريه­هاي مورخين درباره­ي «اوزان­ها» مي­پردازيم. درباره­ي گذشته­ي اوزان­ها متأسفانه اطلاعات مکتوب و مستندي در دست نداريم. اما نمي­توان رأي نداد که آنها در قصرهاي زمان روايان هون وارد و گاه­هاي ترک را مشگري نمي­کرده­اند. حرمت و اعتبار «دده قورقود» به عنوان يک اوزان حاکي از وجود يک سنت دير پاست و از نظر ساخت و بافت و شيوه­ي بيان تلفيقي و داشتن پيوند ناگسستني با موسيقي «کتاب دده قورقود» يادگار سده­ي پنجم و چهارم هجري و کهن­ترين اثر مکتوب ترکي نيز نشان از پشتوانه­­اي کلان و کهن دارد. اوزان را بعضي بسيارگو و سخنور معرفي کرده­اند و شکل سابق آن را نيز بعضي چون «م. ح. طهماسب» اوزان، اسم فاعل از ريشه­ي اوز ترکي، دانسته و گفته­اند که اوزان يعني هماهنگ کننده. يعني شاعري که مصراع را با مصراع، قافيه را با قافيه و بند را با بند هماهنگ مي­کند و اضافه مي­کند: داستان گويي است ،که تُم صحنه­هااپيزودو شعر و نثر را هم ساز، و هنرمندي است که موسيقي و رقص و شعر و آواز و … را با يکديگر همنوا مي­کند. هنر اوزان­ها در ادوار مختلف مراحلي از رشد را پشت سر نهاده، پا به پاي رشد نيروهاي توليدي و توسعه­ي زندگي اجتماعي، از نظر شکل و محتوا ويژگي­هاي نويني کسب کرده است. هنر اوزان­ها يک هنر چند جنبه­اي بوده و مخصوصاً در دوره­هاي جماعت­هاي ابتدايي، اوزان يگانه هنرمندي بوده که خلق را با انواع هنرها سرگرم کرده است. (کوراُوغلو در افسانه و تاريخ ص 85) هنگامي که دده قورقود در ميان بيگ­هاي اوغوز به وجد آمده و زبان به نصيحت آنان مي­گشايد. «اوزان» را چنين معرفي مي­نمايد: اوزان از او به اي به او به اي ديگر مي­رود و قوپوز دسته بلندش را به همراه مي­برد. او سخي را از دني باز مي­شناسد. بگذار آن کسي که برايت مي­نوازد و مي­خواند يک اوزان باشد. دده قورقود پيش­گو، رهبر بزرگ مذهبي و اوزان اغورها است. اين اوست که نام جوانان را وقتي که مردانگي خود را به ثبات مي­رسانند اعطاء مي­کند و باز اين اوست که در زمان دردمندي با اندرزهاي خويش چه از نظر فکري و چه از نظر عملي به اغوزها کمک مي­کند. او در مجالس اغوزها قوپوز خويش را مي­نوازد. قوپوزسازي است که به ياري آن اساسي حماسي را بر لب مي­آورد. اوزان به جهت گرد بودن و پيوند تنگاتنگ داشتن با مردم، آگاهي­هاي زيادي کسب مي­کند و از هر جا و هر کس خبر مي­دهد. چنانکه دل دادگان و مادران و خواهران سراغ نامردان و فرزندان و برادران و عزيزان به غربت رفته­ي خود را از او مي­گيرند مثلاً در داستان سوم از داستان­هاي دده قورقود، خواهر کوچک «بيرک» سراغ برادر گم گشته­اش را از خود بيرک که لباسِ اوزان به تن کرده چنين مي­گيرد: «آهاي اوزان که کوه سياه مقابل را پشت سر گذاشته­اي با دلاوري بيرک نام رو در رو نيامدي؟ تو که از رودهاي خروشان گذشته­اي با دلاوري بيرک نام رو در رو نيامدي؟ تو که از شهرهاي بزرگ مي­آيي با دلاوري بيرک نام رو در رو نيامدي؟ آهاي اوزان تو او را ديده­اي مگر نه؟ …» دده قورقود در پرتو موقعيت والاي اوزان در ميان قبايل ترک به مقام اولياء رسيده بود. چنانکه وقتي براي خواستگاري «بانوچيچک» دختر «بي­بيجن» براي «بامسي بيرک» مي­رود، «لي قارچار» برادر دختر شمشير مي­کشد که دده را دو شقه کند. دده قورقود در اين حال مي­گويد: «اگر شمشيرت را فرود آري، خدا دستت را بخشکاند!» (به فرمان باريتعالي). دست دلي قارچار همان طور در هوا خشک مي­شود (کوراوغلو در افسانه و تاريخ ص 86) در سنت اوغوز حتي دشمن قوپوز به دست کشته نمي­شود. بطوري که در داستان دهم «کتاب قورقود»، «اگرک» برادرش را خفته مي­يابد و قوپوز او را از کنار وي بر مي­دارد. «سگرک» بيدار گشته و نزديک است برادرش را با شمشير بکشد (دو برادر يکديگر را هرگز ملاقات نکرده بودند) ولي تا مي­بيند قوپوز در دست اوست مي­گويد: من ترا نمي­کشم. اين بي­احترامي به قوپوز، دده قورقود است. اگر قوپوز در دستت نبود با شمشير دو شقه­ات مي­کردم (کتاب بابا قورقود ص 4). اين احترام بي­گمان از موقع و مقام خاص اوزان در ميان مردم سرچشه مي­گرفت چرا که اوزان هميشه در ميان مردم حضور داشت. در مبارزات توده­ها عليه ستم و زور و قلدري و تجاوز دوش به دوششان مي­رزميد و آوازش با شادي­ها و دردها، کاميابي­ها و ناکامي­هاي همگان پيوند واقعي و ملموس داشت. آرزوها و احساسات و عشق و کين و نيازمندي­هاي مردم بر زبان او جاري مي­شد و در سرودها و ترانه­هايي که مي­خواند، خاطره­ي قهرماني­هاي دلاوران و سرافرازان قبيل منعکس و جاودانه مي­گشت .

منبع: مقدمه­اي بر موسيقي ترکمن. تأليف: نظر محمد مصطفايي

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: